عمومی

زهد و سادگی (2)

مینیمالیسم مدرسه ای است که صحت آن بر اساس حداقل موارد موجود در منطقه است. یعنی سعی می کند سادگی را در هر زمینه ای که وارد می کنید ، بیاورد. مینیمالیسم یک مدرسه هنر در نقاشی ، معماری ، موسیقی و فرهنگ سبک زندگی است.

افراد حداقل (در فرهنگ و سبک زندگی) سعی می کنند موارد اضافی در زندگی خود را از بین ببرند و گزینه هایی را انتخاب کنند که چیزهای مورد نیازشان را برآورده سازد.

همه ما در همه جنبه های زندگی خود چیزهایی داریم که واقعاً به آنها احتیاج نداریم که فقط باعث اضطراب ، سردرگمی و اختلال روانی می شود.

لباسی که ما در کمدهای خود هیچ وقت نمی پوشیم ، کتابهایی که می خریم ، پر می کنیم و نمی خوانیم ، افرادی که نقش بزرگی در خوشبختی و زندگی ما ندارند و معتقدند که ما واقعاً به آنها احتیاج داریم و به آنها اهمیت می دهیم ، و وسایل اضافی خانگی که از آنها استفاده نمی کنیم ، مواردی را که در انبارها ، کمد ها و اتاق های ما ریخته می شود ، بی فایده است. مزیت ، بسیاری از برنامه های بی فایده که نصب کرده ایم ، مستند و فیلم هایی که بارگیری کرده ایم و از آنها استفاده نمی کنیم.

تصور کنید که آیا ما از ابزارهایی مانند آنها استفاده می کنیم و طبق نیاز ما به چه میزان از انرژی فکری و زمان ما صرفه جویی می شود. ما کفشهایی پوشیدیم که این کفش باشد نه عرض و یک وسیله تزئینی ، موهایمان را کوتاه می کنیم تا آن را کوتاه کنیم ، نه اینکه مدل های خاصی را نشان دهیم. ما لباس می پوشیم تا لباس بپوشیم ، نه به جستجوی انواع و اقسام آنها بپردازیم و آنها را با کیف ، کفش ، جوراب و حتی رنگ کتاب های خود قرار دهیم.

همه این اختلافات و کثرت گرایی ما را در ذهن و خارج از کشور سردرگم می کند.

بزرگترین فضایی که باید ساده شود فضای سایبر است. تلگرام ، اینستاگرام ، واتس اپ ، ETA ، سروش و وبلاگ. هرکدام از ما هر روز ساعتها در حال تحقیق و کار در این شبکه ها هستیم که هیچ تاثیری در زندگی و اهداف ما ندارد.از طرف دیگر برنامه نویسان بزدل آنها را به عنوان معتاد و مصرف وقت طراحی می کنند.

مگر اینکه هدف ما سرگرم کننده و پنهان گشت و گذار باشد. اگر بدانیم که واقعاً به دنبال چه چیزی هستیم ، فقط مواردی را که ما را به اهدافمان نزدیک می کند ، حفظ خواهیم کرد.

سادگی آن انعطاف پذیر است و این بدان معنا نیست که ما به خودمان ریاضت می کنیم و خود را از بسیاری چیزها محروم می کنیم ، بلکه فقط به ما می گوید که ما فقط چیزهایی را که شما نیاز دارید و چیزهایی را که لازم ندارید رزرو می کنیم و فکر می کنید که لازم دارید. روی اهداف خود متمرکز شوید.

به همان وبلاگ نگاه کنید. اگر فضا را با 100 بلوک و کانکتور خراب کنید ، مخاطب نمی داند به کجا برود. مانند یک کار هنری شلوغ که بیننده را به جستجو اشتباه می دهد. اگر زندگی ساده تر شود ، ما واقعاً می فهمیم که تمرکز ما در کجا خواهد بود و مسیر زندگی ما را به کجا خواهد برد.

من قبل از اینکه از سادگی آگاه شوم ، از نظر طبیعت معتدل بودم. من هیچ برنامه رسانه ای اجتماعی نداشتم اگر به مسافرت نیاز داشتم ، هر 5 دقیقه که می خواستم آماده می شد. بیشتر از سه یا چهار ست لباس نداشتم. من دقیقاً افراد مورد نیاز زندگی ام را می شناختم و ارتباط من محدود بود. اگر تلگرام بفرستم ، من عضو هیچ کانال دیگری نمی شوم زیرا می دانستم اطلاعات پراکنده برای من مفید نخواهد بود. من هر کتاب را به اشتباه نمی خواندم و فقط چیزهایی را که به من کمک کرد تا به هدفم نزدیک شوم ، نخواندم. ابزارهای من آنقدر محدود و چنان خاص بودند که این محدودیت ناخودآگاه نظم را به همراه داشت. خرید و تنوع به هیچ وجه اهمیتی ندارد. وقتی من برای خرید چیزی مثل کفش رفتم ، اولین چیزی که باعث نگرانی من شد راحتی کفش بود نه شکل و شکل اصلا برای من مهم نبود و چیز فروتنانه برای من کافی بود زیرا قرار بود فقط یک کفش باشد نه لیلی گمشده ای که قرار بود همه مرا بیاورد. خوشحالی من. اهدا می کند! حتی وقتی کودک بودم و فقط یک خانه در قم خریداری کردم ، مادرم به من گفت برو و خانه را ببینم ، و او به مادرم پاسخ داد: خانه ای که قرار است در آن زندگی کنم ، نمی بیند. یعنی تنوع خانه اصلاً غذای من را بالا نمی برد. من از کودکی این روحیه را داشته ام.

اما می توان این سبک زندگی را در افرادی که برای خرید می میرند و یا از صبح تا شب مشغول سرگردان در فروشگاه های مجازی و گالری ها هستند کمی دشوار است. آنها ممکن است فکر کنند که شادی و تفریح ​​آنها در خرید و تغییر رنگ نهفته است. اما این چیزی به جز استرس و ناراضی نخواهد آورد. آنها خوشحال خواهند شد که یک چیز را بخرند ، اما هنوز چیزهای دیگری نیز وجود دارند که می خواهند بخرند و به خاطر چیزهایی که نمی توانند بخرند بسیار پشیمان خواهند شد.

سادگی آن به دنبال از بین بردن ماتریالیسم و ​​بهزیستی است و از بعضی جهات با فرهنگ ساده زیستی و زهد اسلام مطابقت دارد. فرق این است که سالها پیش ، وقتی خبری از مدرنیته و این اسامی زیبا نبود ، اسلام خطاب به آنها شد و گفت: خوشبخت نباشید اگر آنها تمام دنیا را به شما ارائه می دهند ، و اگر تمام جهان را از شما بگیرند ، ناراحت نباشید و این راز صلح است.

لازم به ذکر است که بدون اعتقاد به معاد دنیا ، پوچ ، بی معنی و بی معنی خواهد بود و در چنین شرایطی ذهن تحمیل می کند که یا خودکشی کنیم یا وسایل لذت بردن خود را در حد امکان فراهم کنیم. وقتی فرض بر این است که چیزی در زندگی وجود ندارد ، دلیل دزدی و عدم نقض حقوق دیگران چیست؟ تفاوت بین 100 سال سن و 30 سال چیست؟ ما ترجیح می دهیم هر روز شادی فست فود و تنبلی را ادامه دهیم و در سن سی سالگی با سکته مغزی روبرو شویم و بمیریم. وقتی خالی باشد ، چه فرقی می کند که زمین برای نسل بعدی باقی بماند یا خیر؟ چه فرقی می کند ، خواه 10 سال یا 100 سال زندگی کنیم؟ سپس من فقط مهم هستم و امور مربوط به من و دیگران به جهنم می روند! من تمام تلاشم را می کنم که خودم باشم و از خود لذت ببرم.

به همین دلیل ، سادگی با تفکر مادی و انسانی ناسازگار است و من معتقدم که سادگی باید با تفکر قیامت همراه باشد!

اگر به اطلاعات بیشتر علاقه مند هستید:

1. سادگی مستند

۲. آقای نوید خاتایی توضیح داد

3. کتاب سادگی دیجیتال

جهت دیدن مقالات بیشتردر مجموعه مطالب عمومی کلیک کنید 


منبع خبر: زهد و سادگی (2)

مسوولیت کلیه محتوای سایت بر عهده منابع اصلی بوده و بانک مشاغل اینفوجاب هیچ مسوولیتی در قبال محتوا ندارد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا