آدمهای

  • فیلم و هنر

    پنجره ای در دنیای آدمهای نامرئی/ درباره «گنجشک مفرغی» نوشته و کار شهرام کرمی

    «گنجشک مفرغی» نوشته و کار شهرام کرمی؛ این روزها در سالن استاد سمندریان (تماشاخانه ایرانشهر) اجرا می شود. نمایشی که نسبت به آثار آخر نویسنده (پوتین های عمو بابا، خروس می خواند و چه کسی سهراب را کشت) رویکردی متفاوت  و تازه تر را در پیش می گیرد. درباره این نمایش، می توان؛ به زوایای مختلف کارگردانی پرداخت؛ مثلاً؛ چگونگی هارمونی نور و میزانسن که به توالی صحنه ها و توسعه داستان کمک می کند؛ یا دکور صحنه ساده و تصویرپردازی که حاصل همفکری کارگردان و طراح (سینا ییلاق بیگی) است؛ دکوری که دو در ساده دارد؛ و همزمان با اله مان نور و سایه؛ هم در؛ و هم جاده را برای ورود و خروج بازیگران می سازد؛ همانطور که با کیفیتی انعطافی؛ ویژگی ویدیو پروجکش می یابد؛ و تکرار و تاکید؛ بر برخی مفاهیم و کنش ها را دوباره گوشزد می کند. اما پرداختن به این موارد؛ در یک کفه ترازو؛ و دو مورد بنیادین، در کفه ی دیگر قرار می گیرند.بنابراین، در کفه ی دیگر با متنی روبه روایم؛ که به دنبال چگونه متفاوت بودن است! ما، در این نمایش؛ دو تم «هستی» و «نیستی» را داریم؛ مهمترین کار نویسنده؛ ایجاد یک خط «پیرنگ فرضی» میانِ این دو مفهوم سنگین است. بنابراین، با همین پیرنگ فرضی؛ قصه گویی می کند؛ و بازیگران را در دایره کنش و افشاسازی ذهن، …

دکمه بازگشت به بالا