اخبار بازار

98 تجربه برای کارمندان ، کارآفرینان و کودکان نوپای آینده (راهنمای سالهای آغازین)

در زیر نگاهی به اولین سال تجربه من با یک آژانس بازاریابی دیجیتال در سال 1998 می بینید. به ذهن یک کارمند ، سرپرست یا حتی یک مدیر نگاه کنید! اما قبل از شروع خواندن این ، بهتر است کمی بیشتر با من آشنا شوید.

من الی درستکار است من ، مدیر خلاق آژانس بازاریابی دیجیتال Pinto Ades. تقریباً نه سال پیش ، من با دانش در زمینه محتوا و سئو وارد دنیای تجارت آنلاین شدم. من از ایران شروع کردم ، با رسانه های اجتماعی آشنا شدم ، آقای جواد پدیست عزیز (socialmedia.ir) ، سالها به عنوان یک سئو حرفه ای و البته آزاد کار کردم و بعد از آن تقریباً 4 سال پیش تصمیم گرفتم با دنیا بروم. با نام بزرگتر بازاریابی دیجیتال با جدیت بیشتر آشنا شوید. من بیش از 9 سال گذشته تجربه های خوبی داشته ام ، همیشه بیشتر شکسته من از این شکستها بیشتر آموختم.

این احتمالاً اولین نسخه از خاطرات من از تجربیات سال 98 است که می خوانید ، بنابراین اگر تجربیاتی دارید که من فرصتی برای تجربه کردن ندارم ، برای من و خوانندگان بنویسید.

از ابتدای سال 1997 فرصتی برای همکاری با تعدادی از همکارانم در یک تیم مستقل بازاریابی داشتم. در وسط این تجربه ها و فرصت ها تیم ما (پینتو) تقریباً از زمستان 97 تاسیس و شروع به کار کرد. از ابتدای سال 98 ، این تیم راهی جدید و تقریبا ناشناخته را به عنوان آژانس بازاریابی دیجیتال ساخته است. سال 98 سرشار از تجربیات خوب ، شکست های خوب ، مسیرهای ترسناک ، اشتباهات وحشتناک و مانند آن بود. حال ، اجازه دهید من سعی کنم مواردی را که باعث می شود تجربه ما بیشتر تولید شود و با فرصت ها و تهدیداتی که در سیستم تجارت آنلاین در سال 1998 وجود دارد ، خلاصه و ذکر کنم.

یک متخصص بودن با یک موضوع تجاری خاص که در آن مهارت دارید ، سروکار دارد. در ابتدا با توجه به فرصت های خوبی که داشتیم ، می خواستیم آژانس کاملاً خدماتی (360 درجه) ایجاد کنیم. چنین ایده ای به خودی خود وجود ندارد. اما برای ما در ابتدا و به شدت محدود به منابع انسانی و اقتصادی ، این گزینه خوبی نبود. اگرچه امسال تعداد زیادی پروژه بزرگ را به دلیل ظرفیت سازی انجام داده ایم ، اما گاهی اوقات این پروژه های چندگانه به یک اندازه روی یک سرویس یا محصول واحد تمرکز نمی کنند.

صرف نظر از توضیحات در بند بالا ، من فکر می کنم که ما در تمام سال محکوم به انجام آن بودیم. زیرا اجرای این پروژه ها در حوزه های مختلف به ما بینش جدیدی نسبت به برنامه استراتژیک سال آینده داده است. بنابراین پس از بررسی عملکرد خود برای یک سال گذشته یا همین حدود ، متوجه شدیم که باید روی یک منطقه خاص تمرکز کنیم که توانایی و تجربه لازم برای اجرای آن را داشته باشیم.

به خاطر دارم یکی از شنوندگان یکی از برنامه های رادیویی اقتصاد از آقای شعبانعلی پرسید: “آیا قصد دارم یک فروشگاه لباس راه اندازی کنم ، به یک خرده فروش بروم یا به یک مارک بروم؟ اما جواب آقای شعبانعلی واقعاً جالب بود. آنها گفتند: من نمی توانم پاسخ دقیقی به این سوال بدهم ، اما باید بگویم شما وسط یا میانه نیستید! زیرا شما دیگر مشتری برند ندارید و نمی توانید مشتری ارزان پیدا کنید.

بنابراین فهمیدیم که درک خوبی از مخاطب داریم. اگر مشتریان ما متخصصان یا شرکتهای بزرگی هستند ، ما باید محتوا ، منابع و مهارتهای خود را راهنمایی کنیم. اما اگر مشتری های ما افراد کوچک یا افراد خرد یا مشاغل هستند ، ما باید منابع خود را آموزش داده و راهنمایی کنیم.

تقریباً می توانم بگویم که قرار گرفتن در وسط این دو جریان ، به خصوص اگر شما بازار خاصی را هدف قرار نمی دهید ، باعث اتلاف منابع به ویژه وقت شما می شود.

حتماً برنامه و برنامه شفافی داشته باشید. خواه این برنامه مستند باشد یا فقط در ذهن شما! مسیری را که هر زمان برای بازاریابی برنامه ریزی کرده اید ، بررسی کنید تا زودتر اشتباهات خود را شناسایی کنید.

همه ما می دانیم که تماس ده روزه اینترنتی صدمات زیادی به مشاغل آنلاین وارد کرده است. خواه این فروشگاه های بزرگ آنلاین باشد یا فقط تعداد انگشت شماری از صفحات اینستاگرام. بسیار نادر و غیر منتظره بود اما اتفاق افتاد. سپس به جای حریص بودن ، استراحت کنید ، که از فکر کردن جلوگیری می کند. بعد از اینکه برنامه شغلی خود را کاهش دادید ، یک وب تنظیم شده اضافه کنید و سعی کنید با توجه به آینده در مورد آینده تجاری خود با دقت بیشتری فکر کنید.

تا زمانی که می توانم به خاطر بیاورم ، سالها در نیروی کار بوده ام ، تیم را رهبری می کنم و البته مهارت های شخصی و شغلی را توسعه می دهم. اتفاق بزرگی که امسال برای تیم ما افتاد ، جلسات هفتگی اشتراک دانش بود. البته در ابتدا رسیدن به خیلی از بچه ها در این تیم دشوار بود. زیرا هیچکدام تجربه و اعتماد به نفس کافی برای تأمین کافی نداشتند. مدتی بعد ، این جلسات به دلیل ایجاد حجم کار تعطیل شد ، اما من تجربیات خوبی برای به اشتراک گذاشتن داشتم:

خلاقیت یک مهارت است و نه یک استعداد؛ بعضی اوقات فکر می کنم چرا برخی افراد نمی خواهند یا نمی توانند خلاق باشند (این بدان معنا نیست که خلاقیت آپولو این را نمی گوید). خوب ، مطمئناً همه افراد از سطح خلاقیت یکسانی برخوردار نیستند ، اما نکته جالب اینجاست که همه می توانند خلاقیت خود را نشان دهند. بعضی اوقات با یک پیشنهاد ساده ، گاهی با انتقاد ، گاهی با رویای نامناسب و گاهی با سکوت… بنابراین ابتدا بگذارید دقیقاً بفهمیم مهارت های هر یک چیست و چگونه می توان از آنها در راه اهداف استفاده کرد. سازمان استفاده شده است. در مرحله بعد ، شما باید زبان آنها را بدانید ، یا بهتر است با یکدیگر همکاری کنید تا مفاهیم موجود در تیم را درک کنید.

یادگیری سرگرم کننده است؛ خوب ، اگر شما شرایط و ضوابط یک شرکت سال اول را نیز بدانید ، احتمالاً خواهید فهمید که برای زنده ماندن و زنده ماندن چه فداکاری لازم است. امسال تقریباً همه فرزندان ما سخت کار کردند. ما سعی کردیم تا حد امکان فرصت های اعضای تیم را فراهم کنیم. فرصتی برای آزمایش و خطا – کشف این که آنها در مسیر یادگیری قرار دارند یک هیجان انگیز و پر از انرژی است.

در حال ادامه …

جهت دیدن مقالات بیشتردر مجموعه اخبار کسب و کار کلیک کنید 


منبع خبر: 98 تجربه برای کارمندان ، کارآفرینان و کودکان نوپای آینده (راهنمای سالهای آغازین)

مسوولیت کلیه محتوای سایت بر عهده منابع اصلی بوده و بانک مشاغل اینفوجاب هیچ مسوولیتی در قبال محتوا ندارد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا