در صورت درخواست طلاق از طرف مرد

در صورت درخواست طلاق از طرف مرد

مرد در نظام حقوقی ایران، به موجب ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی، حق درخواست طلاق را دارد که این اختیار بدون نیاز به ارائه دلیل موجه و حتی بدون رضایت زن امکان پذیر است، مشروط بر آنکه تمامی حقوق مالی زوجه پیش از ثبت طلاق پرداخت گردد. این فرآیند، هرچند به اراده مرد بستگی دارد، اما مستلزم رعایت تشریفات قانونی، شامل مراجعه به دادگاه خانواده، گذراندن جلسات مشاوره و داوری، و تعیین تکلیف کامل حقوق مالی زن است.

اهمیت آگاهی از جزئیات این روند، هم برای مرد متقاضی و هم برای زن که در معرض طلاق قرار می گیرد، حیاتی است. درک دقیق مراحل قانونی، مدارک مورد نیاز، حقوق مالی و غیرمالی مرتبط، و زمان بندی تقریبی این فرآیند، به هر دو طرف کمک می کند تا با دیدی واقع بینانه و آمادگی لازم، این مسیر حقوقی را طی کنند و از بروز چالش های ناخواسته تا حد امکان جلوگیری شود. این مقاله به عنوان یک راهنمای جامع، تمامی ابعاد مربوط به درخواست طلاق از طرف مرد در نظام حقوقی ایران را تا سال ۱۴۰۳ بررسی خواهد کرد.

مبانی قانونی و شرایط کلی درخواست طلاق از طرف مرد

اختیار مطلق مرد در طلاق: حقیقت و محدودیت ها

اختیار طلاق برای مرد در نظام حقوقی ایران، ریشه در ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی دارد که صراحتاً بیان می کند: مرد می تواند هر وقت بخواهد زن خود را طلاق دهد. این ماده، مبنای اصلی حق طلاق یک جانبه برای مرد تلقی می شود و از دیرباز، رکن اساسی در دعاوی طلاق بوده است. از منظر قانونی، مرد برای درخواست طلاق، برخلاف زن، نیازی به اثبات «عسر و حرج» یا «دلایل موجه محکمه پسند» به معنای حقوقی ندارد. اراده مرد برای طلاق، به تنهایی برای شروع فرآیند کافی است.

با این حال، این اختیار مطلق، با محدودیت ها و تعهداتی همراه است که به منظور حمایت از حقوق زن و حفظ تعادل در خانواده وضع شده اند. مهم ترین این محدودیت ها، لزوم پرداخت کامل تمامی حقوق مالی زن پیش از اجرای صیغه طلاق است که در ادامه به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد. همچنین، مرد متقاضی طلاق باید دارای «اهلیت قانونی» باشد؛ به این معنا که بالغ، عاقل، رشید، دارای قصد و مختار باشد. طلاقی که بدون رعایت این شرایط (مانند طلاق از سوی فرد دیوانه یا کسی که تحت اجبار قرار گرفته) صورت گیرد، از اعتبار قانونی برخوردار نخواهد بود.

نقش «دلایل محکمه پسند» در این نوع طلاق، نه به عنوان الزام قانونی برای صدور حکم، بلکه به عنوان عاملی برای تسریع روند دادرسی و گاهی تأثیرگذاری بر جنبه های مالی خاص، مطرح می شود. به عنوان مثال، در صورت اثبات نشوز زن یا تخلف از وظایف زناشویی، اگرچه مهریه ساقط نمی شود، اما ممکن است بر نحوه تعلق اجرت المثل یا شرط تنصیف دارایی تأثیرگذار باشد.

مطابق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی، حق طلاق اصولاً با مرد است و او می تواند بدون ذکر دلیل، درخواست طلاق همسر خود را ارائه دهد، اما این حق مشروط به رعایت کامل حقوق مالی زن و اهلیت قانونی مرد است.

مهم ترین تفاوت های طلاق از طرف مرد با طلاق از طرف زن و طلاق توافقی

درخواست طلاق از طرف مرد، تمایزات بنیادینی با سایر انواع طلاق در حقوق ایران دارد که شناخت آن ها برای طرفین ضروری است. نخستین و بارزترین تفاوت، عدم نیاز مرد به اثبات «عسر و حرج» است. زن برای درخواست طلاق باید ثابت کند که ادامه زندگی مشترک برای او دشواری تحمل ناپذیری ایجاد کرده است، در حالی که مرد بدون نیاز به چنین اثباتی می تواند دادخواست طلاق بدهد.

تفاوت دوم در جنبه های مالی بروز پیدا می کند. در طلاق از طرف مرد، پرداخت تمامی حقوق مالی زن (مهریه، نفقه، اجرت المثل، نحله و در صورت وجود، شرط تنصیف دارایی) قبل از ثبت صیغه طلاق الزامی است. این در حالی است که در طلاق از طرف زن (خلع و مبارات)، زن ممکن است بخشی یا تمام حقوق مالی خود را در قبال گرفتن طلاق بذل کند. همچنین، در طلاق توافقی، زوجین بر سر تمامی مسائل مالی و غیرمالی به توافق می رسند و دادگاه صرفاً توافق آن ها را تأیید می کند.

در نهایت، روند دادرسی در طلاق از طرف مرد، معمولاً طولانی تر از طلاق توافقی است، زیرا زن می تواند به حکم دادگاه اعتراض کند و مراحل تجدیدنظر و دیوان عالی کشور را طی کند که این امر می تواند فرآیند را تا یک سال یا حتی بیشتر به تعویق بیندازد. در مقابل، طلاق توافقی به دلیل توافق طرفین، سریع تر به نتیجه می رسد.

دادگاه صالح برای رسیدگی به درخواست طلاق مرد

برای شروع فرآیند طلاق از طرف مرد، تعیین دادگاه صالح از اهمیت بالایی برخوردار است. در دعاوی خانواده، بر اساس قوانین آیین دادرسی مدنی، دادگاه صالح برای رسیدگی به درخواست طلاق، «دادگاه خانواده محل اقامت زوجه» است. این بدان معناست که مرد متقاضی طلاق باید دادخواست خود را به دادگاه خانواده ای تقدیم کند که زن در حوزه قضایی آن اقامت دارد، نه لزوماً دادگاه محل سکونت خود مرد.

پس از تعیین دادگاه صالح، اولین گام عملی، ثبت دادخواست از طریق «دفاتر خدمات الکترونیک قضایی» است. این دفاتر، به عنوان واسطه ای بین مردم و قوه قضائیه، وظیفه ثبت دادخواست ها، ابلاغ اوراق قضایی و پیگیری الکترونیکی پرونده ها را بر عهده دارند. مرد باید با مراجعه به یکی از این دفاتر، دادخواست «صدور گواهی عدم امکان سازش» را تنظیم و ثبت کند. تمامی ابلاغیه های بعدی، از جمله وقت جلسات دادگاه و داوری، از طریق «سامانه ثنا» به طرفین ابلاغ خواهد شد، لذا ثبت نام در این سامانه برای هر دو طرف ضروری است.

مراحل گام به گام درخواست طلاق از طرف مرد

گام اول: ثبت دادخواست در دفتر خدمات الکترونیک قضایی

نخستین مرحله در فرآیند درخواست طلاق از طرف مرد، تنظیم و ثبت دادخواست «صدور گواهی عدم امکان سازش» است. این دادخواست باید از طریق یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی در سراسر کشور ثبت شود. برای این منظور، متقاضی طلاق (زوج) می بایست مدارک لازم را تهیه و به دفتر ارائه دهد.

مدارک لازم شامل:

  • اصل شناسنامه و کارت ملی مرد.
  • اصل سند ازدواج (یا رونوشت آن در صورت عدم دسترسی به اصل).

در صورتی که اصل سند ازدواج در دسترس نباشد، مرد می تواند با مراجعه به دفترخانه ثبت ازدواج، رونوشتی از آن را تهیه کند. بدون ارائه سند ازدواج یا رونوشت معتبر، امکان ثبت دادخواست وجود نخواهد داشت. پس از تکمیل فرم دادخواست و پیوست کردن مدارک، هزینه های دادرسی مربوطه پرداخت می شود. این هزینه ها شامل تعرفه های قانونی برای ثبت دادخواست و سایر خدمات قضایی است.

گام دوم: ارجاع به مجتمع قضایی و تعیین شعبه

پس از ثبت دادخواست در دفتر خدمات الکترونیک قضایی و پرداخت هزینه های مربوطه، پرونده به صورت الکترونیکی به یکی از مجتمع های قضایی خانواده ارجاع داده می شود. در این مرحله، یک شماره پرونده و شماره شعبه رسیدگی کننده به پرونده به متقاضی ابلاغ می شود. پیگیری وضعیت پرونده و اطلاع از جزئیات آن، از طریق «سامانه ثنا» امکان پذیر است. ورود به این سامانه با استفاده از کد ملی و رمز شخصی، به هر دو طرف اجازه می دهد تا از مراحل مختلف پرونده، از جمله تاریخ جلسات و قرارهای صادره، مطلع شوند.

برای اطمینان از دریافت به موقع ابلاغیه ها، ثبت نام و فعال سازی حساب کاربری در سامانه ثنا برای هر دو زوج از اهمیت بالایی برخوردار است. عدم اطلاع از ابلاغیه ها به دلیل عدم ثبت نام یا عدم پیگیری، می تواند به ضرر یکی از طرفین تمام شود. این مرحله، شروع رسمی فرآیند قضایی طلاق است و پس از آن، دادگاه اقدام به تعیین وقت رسیدگی اولیه و انجام اقدامات بعدی خواهد کرد.

گام سوم: تشکیل جلسات مشاوره و داوری

یکی از مراحل الزامی در فرآیند طلاق از طرف مرد، تشکیل جلسات مشاوره خانواده و سپس داوری است. هدف از این جلسات، تلاش برای ایجاد صلح و سازش میان زوجین و جلوگیری از فروپاشی خانواده است. این مرحله نشان دهنده رویکرد حمایتی قانونگذار از نهاد خانواده است.

۱. جلسات مشاوره خانواده: دادگاه، پرونده را به مراکز مشاوره خانواده ارجاع می دهد که زیر نظر سازمان بهزیستی فعالیت می کنند. حضور هر دو زوج در این جلسات اجباری است و غیبت یکی از طرفین می تواند به طولانی شدن روند منجر شود. مشاوران تلاش می کنند تا ریشه های اختلاف را شناسایی کرده و راهکارهای مناسب برای حل مشکلات و بازگشت به زندگی مشترک ارائه دهند. در نهایت، مشاور، نظریه خود را به دادگاه اعلام می کند.

۲. جلسات داوری: در صورتی که جلسات مشاوره به صلح و سازش منجر نشود، دادگاه زوجین را مکلف می کند تا هر کدام یک داور (ترجیحاً از بستگان متأهل و معتمد) به دادگاه معرفی کنند. داوران نیز همانند مشاوران، وظیفه دارند تا با هر دو طرف صحبت کرده و برای ایجاد تفاهم تلاش کنند. نظریه داوران نیز به دادگاه ارائه می شود. لازم به ذکر است که نظریه داوران برای دادگاه جنبه ارشادی دارد و دادگاه ملزم به تبعیت از آن نیست، اما به عنوان یکی از مستندات پرونده مورد بررسی قرار می گیرد. این مرحله ممکن است چندین هفته تا چند ماه به طول بینجامد.

گام چهارم: تعیین تکلیف حقوق مالی زن توسط دادگاه (ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده)

یکی از مهم ترین و پیچیده ترین مراحل در درخواست طلاق از طرف مرد، تعیین تکلیف تمامی حقوق مالی زن بر اساس ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده است. دادگاه موظف است قبل از صدور گواهی عدم امکان سازش، تکلیف این حقوق را مشخص و مرد را به پرداخت آن محکوم کند.

۱. مهریه

مهریه حق مسلم زن است و در طلاق از طرف مرد، حتی در صورت عدم تمکین یا تخلفات اخلاقی زن، این حق از بین نمی رود. مهریه به دو صورت است:

  • مهریه عندالمطالبه: به محض مطالبه زن، مرد مکلف به پرداخت آن است.
  • مهریه عندالاستطاعه: پرداخت آن منوط به اثبات توانایی مالی مرد توسط زن است.

اگر مرد توانایی پرداخت یکجای مهریه را نداشته باشد، می تواند دادخواست اعسار از پرداخت مهریه را ارائه دهد. دادگاه با بررسی وضعیت مالی مرد و شهادت شهود، نسبت به تقسیط مهریه اقدام می کند. میزان اقساط بسته به درآمد و دارایی های مرد تعیین می شود. در دوران عقد و قبل از نزدیکی، مهریه زن نصف می شود. همچنین، ازدواج مجدد زن پس از طلاق، تأثیری در میزان مهریه (پرداخت کامل به نرخ روز) ندارد.

۲. نفقه

نفقه شامل هزینه های خوراک، پوشاک، مسکن، و درمان است. در طلاق از طرف مرد، دو نوع نفقه مطرح است:

  • نفقه ایام عده: پس از طلاق رجعی، مرد موظف به پرداخت نفقه زن در طول ایام عده (تقریباً سه ماه و ده روز) است.
  • نفقه معوقه: اگر زن در طول زندگی مشترک نفقه خود را دریافت نکرده باشد، می تواند آن را مطالبه کند.

در صورتی که زن باکره باشد یا ناشزه (بدون دلیل موجه از تمکین خودداری کرده باشد) نفقه به او تعلق نمی گیرد.

۳. اجرت المثل ایام زوجیت

اجرت المثل، بهای کارهایی است که زن در طول زندگی مشترک، بدون قصد تبرع (رایگان) و به دستور مرد انجام داده است. اگر این امر در دادگاه ثابت شود، کارشناس رسمی دادگستری میزان اجرت المثل را محاسبه می کند و مرد مکلف به پرداخت آن خواهد بود.

۴. نحله (هدیه)

نحله، مبلغی است که دادگاه در صورت عدم تعلق اجرت المثل (به دلیل اثبات قصد تبرع زن) و عدم وجود شرط تنصیف دارایی، به تشخیص خود به زن پرداخت می کند تا جبران زحمات او در طول زندگی مشترک باشد.

۵. شرط تنصیف دارایی (شرط نصف اموال)

این شرط معمولاً به صورت چاپی در سند ازدواج درج شده و در صورت امضای مرد، در زمان طلاق از طرف او، مرد موظف است تا نصف دارایی هایی را که در طول زندگی مشترک کسب کرده و در زمان طلاق موجود است، یا معادل ریالی آن را به زن واگذار کند. این شرط تنها در صورتی که طلاق به دلیل سوءاخلاق یا عدم انجام وظایف همسری از جانب زن نباشد، قابل اجرا است. در این مورد نیز، نشوز زن می تواند بر تعلق این حق تأثیرگذار باشد.

گام پنجم: صدور گواهی عدم امکان سازش

پس از طی تمامی مراحل مشاوره و داوری، و همچنین تعیین تکلیف کامل تمامی حقوق مالی زن (مهریه، نفقه، اجرت المثل، نحله و شرط تنصیف دارایی)، دادگاه اقدام به صدور «گواهی عدم امکان سازش» می کند. این گواهی به معنای تأیید دادگاه مبنی بر عدم امکان ادامه زندگی مشترک و صدور مجوز طلاق است.

مدت اعتبار این گواهی، سه ماه از تاریخ قطعی شدن آن است. مرد متقاضی طلاق، مکلف است ظرف این مدت سه ماهه، با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق، نسبت به اجرای صیغه طلاق و ثبت آن اقدام کند. در غیر این صورت، اگر مرد در مهلت مقرر به دفترخانه مراجعه نکند، گواهی صادره از درجه اعتبار ساقط شده و برای طلاق مجدد، باید تمامی مراحل قانونی از ابتدا طی شود.

گام ششم: مراجعه به دفترخانه ثبت طلاق و اجرای صیغه طلاق

آخرین گام در فرآیند طلاق از طرف مرد، مراجعه به دفترخانه رسمی ثبت طلاق برای اجرای صیغه طلاق و ثبت رسمی آن است. این مرحله پس از قطعی شدن «گواهی عدم امکان سازش» و در مهلت سه ماهه قانونی انجام می شود.

شرایط اصلی برای اجرای صیغه طلاق در دفترخانه عبارتند از:

  1. حضور دو شاهد مرد عادل: صیغه طلاق باید در حضور دو شاهد مرد عادل که شرایط شرعی را دارا باشند، جاری شود.
  2. پرداخت کامل حقوق مالی زن: مرد باید تمامی حقوق مالی زن که توسط دادگاه تعیین و در گواهی عدم امکان سازش ذکر شده است (از جمله مهریه، نفقه معوقه و ایام عده، اجرت المثل و سهم الشرکه از شرط تنصیف) را به صورت کامل پرداخت کند، مگر اینکه زن رضایت به تأخیر در پرداخت یا تقسیط آن داده باشد. در صورت وجود حکم اعسار از پرداخت مهریه، مرد مطابق حکم دادگاه عمل می کند.
  3. حضور زن در دفترخانه: اصولا حضور زن برای اجرای صیغه طلاق لازم است. با این حال، اگر زن در دفترخانه حاضر نشود، دفترخانه موظف است مراتب را به دادگاه گزارش کند و دادگاه از طریق قانونی اقدام به ثبت طلاق خواهد کرد. در این صورت، ممکن است نماینده دادگاه یا سردفتر به جای زن، صیغه طلاق را قرائت و ثبت نماید.

پس از اجرای صیغه طلاق و ثبت آن، شناسنامه های طرفین ممهور به مهر طلاق شده و در صورت نیاز، شناسنامه جدید صادر می گردد.

سناریوهای خاص و نکات مهم

طلاق از طرف مرد در دوران عقد

طلاق از طرف مرد در دوران عقد، تفاوت هایی با طلاق پس از شروع زندگی مشترک دارد که عمدتاً بر حقوق مالی زن تأثیر می گذارد. مرد همچنان به موجب ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی، حق طلاق دارد و می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده، دادخواست طلاق را تقدیم کند.

تفاوت های اصلی در این دوره:

  • مهریه: اگر بین زوجین نزدیکی واقع نشده باشد و زن همچنان باکره باشد، نصف مهریه مندرج در سند ازدواج به او تعلق می گیرد.
  • نفقه، اجرت المثل و نحله: در دوران عقد، معمولاً نفقه، اجرت المثل ایام زوجیت و نحله به زن تعلق نمی گیرد، مگر در موارد خاص و اثبات شده.
  • شرط تنصیف دارایی: شرط تنصیف اموال نیز عموماً در دوران عقد مصداق ندارد، زیرا این شرط شامل اموالی می شود که در طول زندگی مشترک (پس از ازدواج) و با تلاش زوجین به دست آمده باشد.

مدارک لازم برای طلاق در دوران عقد همانند طلاق پس از زندگی مشترک است (شناسنامه، کارت ملی و سند ازدواج). این نوع طلاق معمولاً از نوع «بائن غیر مدخوله» است که امکان رجوع مرد در ایام عده وجود ندارد.

طلاق غیابی از طرف مرد

در صورتی که زن در زندگی مشترک حضور نداشته باشد و نشانی از او در دسترس نباشد، مرد می تواند دادخواست طلاق غیابی را ارائه دهد. این وضعیت زمانی رخ می دهد که ابلاغ اوراق قضایی به زن به دلیل مجهول المکان بودن او امکان پذیر نباشد.

روند صدور حکم غیابی:

  1. مرد باید دادخواست طلاق را ثبت و نشانی مجهول المکان بودن زن را اعلام کند.
  2. دادگاه اقدام به انتشار آگهی در روزنامه های کثیرالانتشار می کند تا زن از پرونده مطلع شود.
  3. در صورت عدم حضور زن پس از انتشار آگهی ها، دادگاه به صورت غیابی به پرونده رسیدگی و حکم صادر می کند.

حقوق مالی زن در طلاق غیابی محفوظ است و دادگاه مکلف است حتی در غیاب زن، تمامی حقوق مالی او (مهریه، نفقه و اجرت المثل) را تعیین تکلیف کند. زن پس از اطلاع از حکم طلاق غیابی، حق واخواهی (اعتراض به حکم غیابی) دارد و می تواند با مراجعه به دادگاه، از حقوق خود دفاع کند.

مدت زمان تقریبی روند طلاق از طرف مرد

مدت زمان طلاق از طرف مرد به عوامل متعددی از جمله اعتراض زن به حکم دادگاه بستگی دارد و می تواند متغیر باشد. این فرآیند معمولاً شامل سه مرحله اصلی است:

  1. مرحله بدوی: پس از ثبت دادخواست، جلسات مشاوره و داوری، دادگاه بدوی حکم طلاق را صادر می کند. این مرحله می تواند از ۳ تا ۶ ماه به طول انجامد.
  2. مرحله تجدیدنظر: اگر زن به حکم دادگاه بدوی اعتراض کند، پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال می شود. این مرحله نیز ممکن است چند ماه دیگر به روند اضافه کند.
  3. مرحله دیوان عالی کشور: در صورت اعتراض به رأی دادگاه تجدیدنظر، پرونده به دیوان عالی کشور ارجاع می یابد که این مرحله می تواند طولانی ترین بخش از فرآیند باشد و چندین ماه به زمان کلی بیافزاید.

با احتساب تمامی این مراحل و اعتراضات احتمالی، روند طلاق از طرف مرد می تواند از حداقل ۳ ماه (در صورت عدم اعتراض زن) تا ۱ سال یا حتی بیشتر به طول انجامد. حضور وکیل متخصص می تواند به مدیریت بهتر پرونده و تسریع برخی از مراحل کمک کند.

حضانت فرزندان در طلاق از طرف مرد

حضانت فرزندان در طلاق از طرف مرد، مانند سایر انواع طلاق، بر اساس «مصلحت طفل» و قوانین مربوطه تعیین می شود و تفاوتی نمی کند که طلاق از سوی زن باشد یا مرد.

  • حضانت تا ۷ سالگی: حضانت فرزندان (چه دختر و چه پسر) تا سن ۷ سالگی، طبق قانون، با مادر است.
  • حضانت پس از ۷ سالگی: پس از ۷ سالگی، حضانت با پدر است، مگر اینکه دادگاه با توجه به مصلحت طفل، حضانت را به مادر یا شخص دیگری واگذار کند. در این تصمیم گیری، عواملی مانند شرایط زندگی والدین، توانایی های تربیتی، سلامت روحی و جسمی، و نظر خود فرزند (در صورت رسیدن به سن تشخیص) مورد توجه قرار می گیرد.

جدای از حضانت، پرداخت «نفقه فرزندان» بر عهده پدر است و حق «ملاقات» هر یک از والدین با فرزندان نیز محفوظ است و دادگاه ساعات و شرایط ملاقات را تعیین می کند. هیچ یک از والدین نمی توانند دیگری را از حق ملاقات محروم کنند.

نقش وکیل در درخواست طلاق از طرف مرد

حضور یک وکیل متخصص در دعاوی خانواده، به ویژه در فرآیند پیچیده طلاق از طرف مرد، می تواند مزایای قابل توجهی برای موکل داشته باشد و به مدیریت هرچه بهتر و کارآمدتر پرونده کمک کند.

مزایای اصلی استفاده از وکیل:

  1. عدم نیاز به حضور مستقیم مرد: وکیل می تواند به جای موکل (مرد) در تمامی جلسات دادگاه، مشاوره ها، و داوری ها شرکت کند. این امر به ویژه برای افرادی که مشغله کاری دارند یا نمی خواهند با همسر سابق خود روبرو شوند، بسیار مفید است.
  2. مدیریت حقوق مالی زن: وکیل با آگاهی کامل از قوانین و رویه های قضایی، می تواند بهترین راهکارها را برای تعیین تکلیف و پرداخت حقوق مالی زن (مهریه، نفقه، اجرت المثل، تنصیف اموال) با رعایت مصلحت موکل ارائه دهد. این شامل تنظیم دادخواست اعسار از پرداخت مهریه و پیگیری آن نیز می شود.
  3. تسریع و سهولت روند: وکیل با تجربه می تواند با دانش و مهارت خود، مراحل قانونی را به درستی و بدون اتلاف وقت طی کند. این امر به تسریع فرآیند طلاق و جلوگیری از اشتباهات احتمالی که می تواند به طولانی شدن پرونده منجر شود، کمک می کند.
  4. نمایندگی قانونی در دفترخانه: وکیل می تواند در دفترخانه ثبت طلاق نیز حاضر شده و صیغه طلاق را به نمایندگی از موکل جاری و ثبت کند.

هزینه وکیل بسته به پیچیدگی پرونده، میزان حقوق مالی درگیر، و تجربه وکیل متفاوت است، اما سرمایه گذاری در این زمینه می تواند از هزینه ها و چالش های آتی جلوگیری کند.

آیا اثبات خیانت یا عدم تمکین زن تأثیری بر مهریه دارد؟

در نظام حقوقی ایران، اثبات خیانت (رابطه نامشروع) یا عدم تمکین (نشوز) زن، تأثیری بر اصل «مهریه» ندارد. مهریه، به محض وقوع عقد نکاح، به ملکیت زن درمی آید و یک حق مالی مستقل است که حتی در صورت ارتکاب تخلفات از سوی زن، از او سلب نمی شود.

اما، این موارد می تواند بر سایر حقوق مالی زن تأثیرگذار باشد:

  • نفقه: در صورت اثبات عدم تمکین یا نشوز زن، حق او برای دریافت نفقه ساقط می شود.
  • اجرت المثل و نحله: اثبات نشوز زن می تواند بر تعلق اجرت المثل و نحله تأثیر بگذارد. در صورت نشوز، ممکن است دادگاه اجرت المثل را کاهش دهد یا نحله ای تعیین نکند.
  • شرط تنصیف دارایی: شرط تنصیف اموال که در عقدنامه های چاپی وجود دارد، معمولاً مشروط به این است که طلاق از طرف مرد نباشد به دلیل سوءاخلاق یا عدم انجام وظایف همسری از جانب زن. بنابراین، اثبات خیانت یا نشوز می تواند مانع از تعلق این حق به زن شود.

در هر حال، اثبات این تخلفات در دادگاه نیازمند ارائه مدارک و شواهد کافی است و صرف ادعا پذیرفته نیست. پرونده های مربوط به خیانت (رابطه نامشروع) نیز جنبه کیفری دارند و جدای از پرونده طلاق در دادسرا و دادگاه های کیفری بررسی می شوند.

امکان تبدیل طلاق یک طرفه به طلاق توافقی

در هر مرحله ای از رسیدگی به درخواست طلاق از طرف مرد، اگر زوجین به توافق کامل بر سر تمامی مسائل مربوط به جدایی (شامل مهریه، نفقه، اجرت المثل، حضانت فرزندان، ملاقات و سایر حقوق مالی و غیرمالی) دست یابند، می توانند پرونده طلاق یک طرفه را به «طلاق توافقی» تبدیل کنند.

این تغییر رویه، به نفع هر دو طرف است، زیرا:

  • تسریع روند: طلاق توافقی، به دلیل عدم نیاز به رسیدگی طولانی و اعتراضات مکرر، بسیار سریع تر از طلاق یک طرفه به نتیجه می رسد.
  • کاهش تنش ها: با توافق طرفین، خصومت ها و تنش های حقوقی کاهش یافته و محیط آرام تری برای جدایی فراهم می شود.
  • کنترل بیشتر بر نتایج: زوجین می توانند خودشان بر سر تمامی جزئیات توافق کرده و نتیجه را بر اساس خواست و مصلحت خودشان (به ویژه در مورد حضانت فرزندان) تعیین کنند، به جای اینکه دادگاه برای آن ها تصمیم بگیرد.

برای تبدیل پرونده، زوجین باید توافق نامه مکتوبی را تنظیم و به دادگاه ارائه دهند و درخواست خود را برای تبدیل نوع طلاق اعلام کنند. دادگاه پس از احراز صحت توافق و مطابقت آن با قوانین، گواهی عدم امکان سازش را بر اساس توافق طرفین صادر خواهد کرد.

وضعیت اموال قولنامه ای یا دارایی های غیرقابل اثبات برای دادگاه

در دعاوی طلاق و تقسیم اموال، اثبات مالکیت دارایی ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در حالی که اموال دارای سند رسمی به راحتی قابل شناسایی و پیگیری هستند، وضعیت اموال قولنامه ای یا دارایی هایی که ثبت رسمی نشده اند، می تواند پیچیده تر باشد.

اموال قولنامه ای (مانند ملک یا خودرو که صرفاً با مبایعه نامه عادی معامله شده اند) در صورتی که مالکیت آن ها برای دادگاه محرز شود، می توانند مشمول حقوق مالی زن (مانند مهریه یا شرط تنصیف) قرار گیرند. اثبات مالکیت این گونه اموال، نیازمند ارائه مدارک و شواهد قوی از جمله قولنامه های معتبر، شهادت شهود، تراکنش های بانکی، و سایر مستندات مربوطه است.

در مورد دارایی های غیرقابل اثبات یا نامرئی مانند ارزهای دیجیتال، حساب های بانکی مخفی، یا اموالی که به نام اشخاص ثالث هستند، پیگیری و توقیف آن ها برای دادگاه دشوارتر است. زن باید بتواند به نحو مستدل و با ارائه شواهد قانع کننده، وجود و مالکیت این دارایی ها را برای دادگاه اثبات کند. در غیر این صورت، دادگاه نمی تواند بر اساس صرف ادعا، حکمی صادر کند. در چنین مواردی، نقش وکیل متخصص در جمع آوری شواهد و ارائه مستندات حقوقی بسیار پررنگ خواهد بود.

سوالات متداول

آیا مرد می تواند بدون رضایت زن طلاق بدهد؟

بله، مطابق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی ایران، مرد حق طلاق دارد و می تواند بدون کسب رضایت زن یا ارائه دلیل موجه، درخواست طلاق را مطرح کند. با این حال، اجرای صیغه طلاق منوط به پرداخت تمامی حقوق مالی زن است.

آیا طلاق از طرف مرد نیاز به مشاوره یا داوری دارد؟

بله، تشکیل جلسات مشاوره خانواده و سپس ارجاع پرونده به داوری، از مراحل الزامی در تمامی دعاوی طلاق، از جمله طلاق از طرف مرد، است. هدف این جلسات، تلاش برای صلح و سازش میان زوجین است، هرچند نظریه مشاوران و داوران برای دادگاه الزام آور نیست.

چه مواردی باعث طولانی شدن روند طلاق از طرف مرد می شود؟

اعتراض زن به حکم دادگاه بدوی و درخواست تجدیدنظر و سپس فرجام خواهی در دیوان عالی کشور، اصلی ترین عامل طولانی شدن روند طلاق از طرف مرد است. همچنین، پیچیدگی در تعیین و پرداخت حقوق مالی زن، عدم همکاری طرفین، و حجم بالای پرونده ها در دادگاه ها نیز می تواند زمان بر باشد.

اگر مرد اموال خود را به نام دیگری زده باشد، تکلیف حقوق مالی زن چیست؟

اگر مرد به قصد فرار از پرداخت مهریه یا سایر حقوق مالی زن، اموال خود را به نام دیگری منتقل کرده باشد، زن می تواند با اثبات «فرار از دین»، از طریق مراجع قضایی، ابطال این نقل و انتقالات را درخواست کند. در صورت اثبات این امر، اموال به دارایی مرد بازگردانده شده و قابل توقیف برای مطالبات زن خواهد بود.

آیا مرد می تواند مهریه را به صورت یکجا پرداخت نکند؟

در صورتی که مهریه «عندالمطالبه» باشد و مرد توانایی مالی پرداخت یکجا را نداشته باشد، می تواند دادخواست «اعسار از پرداخت مهریه» را به دادگاه تقدیم کند. دادگاه با بررسی وضعیت مالی مرد و شهادت شهود، مهریه را به صورت اقساطی تعیین خواهد کرد.

اگر سند ازدواج گم شده باشد، آیا می توان درخواست طلاق داد؟

بله، گم شدن سند ازدواج مانعی برای درخواست طلاق نیست. مرد می تواند با مراجعه به دفترخانه ای که ازدواج در آن ثبت شده است، درخواست رونوشت سند ازدواج را ارائه دهد و با ارائه رونوشت معتبر، دادخواست طلاق خود را ثبت کند.

در صورت عدم حضور زن در دادگاه چه اتفاقی می افتد؟

اگر زن در جلسات دادگاه حاضر نشود و ابلاغیه ها به صورت قانونی به او رسیده باشد، دادگاه می تواند به صورت غیابی به پرونده رسیدگی و حکم صلاق را صادر کند. با این حال، تمامی حقوق مالی زن در حکم غیابی نیز تعیین تکلیف می شود و زن حق واخواهی از حکم غیابی را دارد.

نتیجه گیری

درخواست طلاق از طرف مرد در نظام حقوقی ایران، با وجود برخورداری مرد از حق یک جانبه طلاق بر اساس ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی، یک فرآیند پیچیده و زمان بر است که مستلزم رعایت دقیق تشریفات قانونی و ایفای کامل تعهدات مالی است. این فرآیند از ثبت دادخواست در دفاتر خدمات الکترونیک قضایی آغاز شده، شامل مراحل مشاوره و داوری، تعیین تکلیف جامع تمامی حقوق مالی زن (مهریه، نفقه، اجرت المثل، نحله و شرط تنصیف دارایی) توسط دادگاه، صدور گواهی عدم امکان سازش، و در نهایت ثبت رسمی طلاق در دفترخانه می شود.

آگاهی از جزئیات این مراحل، تفاوت ها در سناریوهای خاص مانند طلاق در دوران عقد یا طلاق غیابی، و همچنین شناخت تأثیر عوامل مختلف بر طولانی شدن روند دادرسی، برای هر دو طرف ازدواج ضروری است. این دانش نه تنها به مرد متقاضی کمک می کند تا با آمادگی کامل و دیدی واقع بینانه قدم بردارد، بلکه به زن نیز این امکان را می دهد تا از حقوق قانونی خود آگاه شده و در مواجهه با این فرآیند، از منافع خود دفاع کند. با توجه به پیچیدگی های حقوقی و جنبه های احساسی دخیل در پرونده های طلاق، تأکید بر لزوم مشاوره با یک وکیل متخصص خانواده و حفظ آرامش و تصمیم گیری منطقی، همواره از اهمیت بالایی برخوردار است.

دکمه بازگشت به بالا