آیا فریب در ازدواج مهریه تعلق میگیرد

آیا فریب در ازدواج مهریه تعلق میگیرد

در صورت اثبات فریب در ازدواج، وضعیت مهریه به عوامل متعددی از جمله هویت فرد فریبکار (زن یا مرد) و وقوع یا عدم وقوع نزدیکی بستگی دارد. به طور کلی، اگر فریب از سوی زن باشد، مهریه به او تعلق نمی گیرد؛ اما اگر فریب از جانب مرد باشد، در صورت وقوع نزدیکی مهریه به طور کامل به زن تعلق می گیرد و در صورت عدم نزدیکی، مهریه به زن تعلق نمی گیرد، مگر در موارد خاص مانند عنن که نصف مهریه پرداخت می شود. این موضوعات نیازمند بررسی دقیق حقوقی و آگاهی از مواد قانونی مربوطه است.

ازدواج، بنیانی مقدس و سرشار از تعهدات متقابل است که بر پایه صداقت، اعتماد و شناخت متقابل بنا می شود. این نهاد اجتماعی، تنها یک قرارداد عاطفی نیست، بلکه دارای ابعاد حقوقی پیچیده ای است که در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران به تفصیل مورد اشاره قرار گرفته است. یکی از مهم ترین چالش هایی که می تواند این بنیان را متزلزل سازد، وقوع فریب یا تدلیس در مراحل پیش از عقد یا حین آن است. تدلیس در نکاح، زمانی رخ می دهد که یکی از طرفین با اظهارات خلاف واقع یا پنهان کردن حقایق، طرف دیگر را به ازدواج ترغیب کند، به نحوی که اگر حقیقت آشکار بود، طرف فریب خورده هرگز به آن ازدواج رضایت نمی داد. این پدیده نه تنها پیامدهای عاطفی و اخلاقی جدی دارد، بلکه می تواند عواقب حقوقی گسترده ای از جمله تأثیر بر وضعیت مهریه، حق فسخ نکاح، مطالبه خسارت و حتی مجازات کیفری را در پی داشته باشد. آگاهی از این حقوق و تعهدات برای تمامی افرادی که در آستانه ازدواج قرار دارند یا با چنین وضعیت حقوقی دشواری مواجه شده اند، از اهمیت حیاتی برخوردار است.

فریب در ازدواج (تدلیس در نکاح) چیست؟

مفهوم فریب در ازدواج، که در اصطلاح حقوقی به آن «تدلیس در نکاح» گفته می شود، به معنای انجام عملی فریب آمیز توسط یکی از زوجین یا شخص ثالث، به منظور ترغیب طرف دیگر به ازدواج است. این فریب می تواند شامل پنهان کردن عیوبی اساسی باشد که در صورت آگاهی طرف مقابل از آن، هرگز به عقد رضایت نمی داد، یا اظهار و تظاهر به داشتن صفاتی که در واقعیت وجود ندارد. مبنای حقوقی این مفهوم در ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی آمده است که بیان می دارد: «هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده باشد و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد آن صفت بوده، برای طرف دیگر حق فسخ خواهد بود.» این ماده، در کنار قواعد عمومی مربوط به تدلیس در قراردادها، اساس حقوقی فریب در ازدواج را تشکیل می دهد.

ارکان تحقق فریب در ازدواج

برای اینکه عملی مصداق فریب در ازدواج تلقی شود و آثار حقوقی مربوط به آن (مانند حق فسخ نکاح) را در پی داشته باشد، لازم است ارکان و شرایط خاصی محقق گردد. این ارکان عبارتند از:

  • عمدی بودن فریب: فریبکار باید با نیت قبلی و به طور عمدی، اقدام به پنهان کردن حقیقت یا اظهار خلاف واقع کرده باشد. صرف اشتباه یا عدم آگاهی، تدلیس محسوب نمی شود. به عبارت دیگر، هدف از این اقدام باید گمراه کردن طرف مقابل و اغوای او برای قبول ازدواج باشد.
  • تاثیرگذاری فریب: عملیات فریب آمیز باید به اندازه ای مؤثر باشد که اگر طرف فریب خورده از واقعیت آگاه بود، به طور قطع از ازدواج صرف نظر می کرد. به این معنا که فریب باید در تصمیم گیری اساسی فرد برای تشکیل زندگی مشترک نقش محوری ایفا کرده باشد.
  • مرتبط بودن با صفات اصلی: فریبی که موجب حق فسخ می شود، باید در خصوص صفات و اوصافی باشد که طرفین ازدواج بر اساس آن ها تصمیم به عقد گرفته اند. این صفات ممکن است به صورت صریح در عقد شرط شده باشند (شرط صفت) یا عرفاً از شروط ضمنی عقد تلقی شوند و در نظر طرفین اهمیت بالایی داشته باشند.
  • وقوع فریب قبل از عقد یا حین آن: تدلیس باید پیش از جاری شدن صیغه عقد یا در زمان انعقاد آن رخ داده باشد. اگر فریب پس از وقوع عقد و در طول زندگی مشترک اتفاق بیفتد، مشمول این قاعده نبوده و نمی تواند موجب حق فسخ نکاح شود، مگر اینکه به یکی از عیوب مجوز فسخ (مانند جنون) مربوط باشد.

مصادیق رایج فریب در ازدواج

تدلیس در ازدواج می تواند در ابعاد مختلفی رخ دهد و مصادیق آن متنوع است. برخی از رایج ترین مواردی که در رویه قضایی و فقهی به عنوان فریب در ازدواج شناخته شده اند، عبارتند از:

  • پنهان کردن بیماری های مهم: از جمله بیماری های صعب العلاج، روانی حاد، بیماری های مقاربتی، صرع، نقص عضو آشکار و اعتیاد به مواد مخدر یا الکل که بر زندگی مشترک تاثیر جدی دارند.
  • تظاهر به سلامت جسمی یا باکرگی: ادعای سلامت کامل جسمی در حالی که فرد دارای بیماری مزمن یا نقص عضو است، یا معرفی خود به عنوان باکره در حالی که این صفت را دارا نیست.
  • ادعاهای دروغین در مورد تحصیلات، شغل یا موقعیت اجتماعی: ارائه مدارک تحصیلی جعلی، ادعای داشتن شغل یا سمت خاص در نهادهای معتبر در حالی که صحت ندارد، یا معرفی خود با یک موقعیت اجتماعی کاذب و فریبنده.
  • پنهان کردن تأهل یا داشتن فرزند از ازدواج قبلی: معرفی خود به عنوان مجرد در حالی که فرد متأهل است یا سابقه ازدواج قبلی و داشتن فرزند را پنهان می کند.
  • ادعای تمکن مالی کاذب: تظاهر به دارا بودن ثروت و اموال زیاد یا موقعیت اقتصادی ممتاز که در واقعیت وجود ندارد و طرف مقابل به امید آن به ازدواج رضایت داده است.
  • پنهان کردن عقاید یا باورهای اساسی: گاهی اوقات پنهان کردن عقاید دینی یا مذهبی که از نظر طرف مقابل بسیار حیاتی است، می تواند مصداق تدلیس باشد.

این مصادیق تنها نمونه هایی از مواردی هستند که می توانند تحت عنوان فریب در ازدواج مطرح شوند و تشخیص نهایی آن بر عهده محاکم قضایی با توجه به شواهد و قرائن هر پرونده است.

صداقت و شفافیت از اصول بنیادین در تشکیل خانواده است. هرگونه پنهان کاری یا اظهار خلاف واقع که به قصد فریب طرف مقابل برای ازدواج صورت گیرد، از مصادیق تدلیس در نکاح محسوب شده و می تواند پیامدهای حقوقی جدی را به دنبال داشته باشد.

حقوق فرد فریب خورده در ازدواج: فسخ نکاح، مطالبه خسارت و مجازات فریبکار

فردی که در ازدواج مورد فریب و تدلیس قرار گرفته است، بر اساس قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی، از حقوق مختلفی برخوردار است. این حقوق شامل امکان فسخ نکاح، مطالبه خسارات وارده (مادی و معنوی) و حتی پیگیری مجازات کیفری برای شخص فریبکار می شود.

حق فسخ نکاح و شرایط آن

یکی از مهم ترین حقوق فرد فریب خورده، حق فسخ نکاح است. فسخ نکاح با طلاق تفاوت های اساسی دارد. در فسخ، نیازی به رعایت تشریفات خاص طلاق (مانند داوری و گواهی عدم امکان سازش) نیست و با حکم دادگاه به صورت بائن واقع می شود، یعنی زوجین بلافاصله پس از صدور حکم از یکدیگر جدا می شوند. شرایط اعمال حق فسخ به شرح زیر است:

  • فوری بودن اعمال حق فسخ: بر اساس ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی و رویه قضایی، حق فسخ نکاح پس از اطلاع از تدلیس، باید بلافاصله اعمال شود. تأخیر بلاوجه و بدون عذر موجه، می تواند موجب سقوط این حق گردد. فوریت در اینجا به معنای اقدام سریع در اولین فرصت معقول پس از کشف فریب است، نه لزوماً در همان لحظه اطلاع.
  • مراحل طرح دعوای فسخ: فرد فریب خورده باید با تنظیم دادخواستی با موضوع «فسخ نکاح به دلیل تدلیس» به دادگاه خانواده مراجعه کند. در این دادخواست، باید ادعای فریب را به طور واضح و مستدل شرح دهد و مدارک و مستندات مربوطه را ضمیمه نماید.
  • مدارک و نحوه اثبات فریب: اثبات فریب بر عهده مدعی است. برای این منظور می توان از انواع دلایل اثبات دعوا در دادگاه استفاده کرد، از جمله:
    • اسناد و مدارک کتبی (مانند مدارک تحصیلی جعلی، گواهی های پزشکی دال بر بیماری پنهان شده).
    • شهادت شهود (افرادی که از واقعیت مطلع بوده اند یا در فرآیند فریب نقش داشته اند).
    • اقرار طرف فریبکار.
    • کارشناسی (مانند ارجاع به پزشکی قانونی برای اثبات عدم باکرگی یا بیماری های جسمی).
    • قسامه (در موارد خاص و با شرایط قانونی).

مطالبه خسارت مادی و معنوی ناشی از تدلیس

علاوه بر حق فسخ نکاح، فرد فریب خورده این امکان را دارد که خسارات مادی و معنوی وارد شده به خود را از شخص فریبکار یا حتی شخص ثالثی که در فریب نقش داشته، مطالبه کند. این حق بر مبنای قواعد عمومی مسئولیت مدنی (به ویژه ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی مصوب ۱۳۳۹) قابل پیگیری است.

خسارات قابل مطالبه می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • هزینه هایی که برای مراسم عقد و ازدواج، جشن، خرید جهیزیه، هدایا و امثال آن متحمل شده است.
  • در مواردی که فریب منجر به کاهش ارزش مهریه یا زیان مالی شده باشد (مثلاً در مورد باکره نبودن زن، مرد می تواند تفاوت مهر زن باکره و غیر باکره را مطالبه کند).
  • خسارات معنوی ناشی از لطمه به حیثیت، آبرو، آرامش روحی و روانی که در اثر فریب وارد شده است.

مسئولیت شخص ثالث در فریب نیز قابل توجه است؛ اگر فردی غیر از زوجین (مانند والدین، واسطه یا هر شخص دیگری) در عملیات فریب کاری نقش داشته و موجب تدلیس شده باشد، مسئول جبران خسارات وارده به فرد فریب خورده خواهد بود.

مجازات کیفری فریب در ازدواج

قانونگذار جمهوری اسلامی ایران، برای فریب در ازدواج جنبه کیفری نیز در نظر گرفته است. ماده ۶۴۷ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) به صراحت بیان می دارد: «چنانچه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی، موقعیت اجتماعی، شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هر یک از آن ها واقع شود، مرتکب به حبس تعزیری از سه ماه تا یک سال محکوم می گردد.»

نکات مهم در خصوص مجازات کیفری:

  • این مجازات شامل حبس تعزیری است و مدت آن بین سه ماه تا یک سال متغیر است.
  • قاضی در تعیین میزان حبس و همچنین تبدیل آن به جزای نقدی یا سایر مجازات های جایگزین، با توجه به اوضاع و احوال پرونده و شخصیت مجرم، اختیار دارد.
  • مسئولیت معاونت در جرم نیز وجود دارد؛ یعنی اگر شخص ثالثی در عملیات فریب کاری با یکی از زوجین همکاری کرده باشد، می تواند به عنوان معاون در جرم تحت تعقیب کیفری قرار گیرد.

پیگیری کیفری فریب در ازدواج، از طریق طرح شکواییه در دادسرا آغاز می شود. اثبات جنبه کیفری فریب، علاوه بر حقوقی بودن آن، می تواند به اثبات حق فسخ و مطالبه خسارت نیز کمک کند.

بررسی تفصیلی وضعیت مهریه در صورت فریب در ازدواج

پاسخ به این پرسش که آیا فریب در ازدواج مهریه تعلق میگیرد؟ یکی از پیچیده ترین ابعاد حقوقی تدلیس در نکاح است و بستگی به عوامل مختلفی دارد، از جمله اینکه فریب از سوی چه کسی بوده و آیا نزدیکی (رابطه زناشویی) بین زوجین رخ داده است یا خیر. مبنای حقوقی اصلی در این زمینه، ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی است که می گوید: «هرگاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود، زن حق مهر ندارد؛ مگر در صورتی که موجب فسخ، عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است.»

وضعیت مهریه در فریب از سوی زن

اگر فریب و تدلیس از سوی زن رخ داده باشد و مرد به دلیل این فریب حق فسخ نکاح را اعمال کند، وضعیت مهریه به شرح زیر است:

  • قبل از نزدیکی: در این حالت، بر اساس ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی، زن مستحق مهریه نیست. دلیل آن این است که عقد قبل از تحقق کامل هدف آن یعنی تشکیل خانواده و وقوع نزدیکی، به دلیل فریب زن فسخ شده است.
  • بعد از نزدیکی: حتی اگر نزدیکی بین زوجین رخ داده باشد و مرد به دلیل فریب زن، عقد را فسخ کند، زن مستحق مهریه نیست. در این مورد، مرد می تواند مهریه ای که احتمالاً به زن پرداخت کرده است را استرداد کند. علاوه بر عدم تعلق مهریه، مرد می تواند خسارات مادی و معنوی دیگری را که در اثر فریب زن به او وارد شده، از جمله هزینه های ازدواج و هدایا، مطالبه نماید.
  • سناریوی خاص باکره نبودن زن: یکی از مصادیق رایج فریب از سوی زن، معرفی خود به عنوان باکره در حالی که چنین نیست. در این صورت:
    • اگر مرد به محض اطلاع، حق فسخ نکاح را اعمال کند، مهریه به زن تعلق نمی گیرد.
    • چنانچه مرد با اطلاع از این موضوع، نخواهد حق فسخ خود را اعمال کند و به زندگی مشترک ادامه دهد، می تواند از دادگاه مطالبه تفاوت مهر زن باکره و غیر باکره را بنماید. در واقع، مهریه ای که برای زن باکره تعیین شده بود، با توجه به وضعیت واقعی زن (غیر باکره بودن) تعدیل می شود.

وضعیت مهریه در فریب از سوی مرد

اگر فریب و تدلیس از سوی مرد رخ داده باشد و زن به دلیل این فریب حق فسخ نکاح را اعمال کند، وضعیت مهریه متفاوت است و به وقوع نزدیکی بستگی دارد:

  • قبل از نزدیکی:
    • در حالت عمومی (به جز مورد عنن)، اگر عقد نکاح قبل از نزدیکی به دلیل فریب مرد فسخ شود، بر اساس ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی، زن مستحق مهریه نیست. این حکم شامل مواردی مانند فریب در تحصیلات، شغل، موقعیت اجتماعی و تمکن مالی می شود.
    • استثنای مهم: فریب به دلیل عنن (ناتوانی جنسی مرد): عنن به معنای ناتوانی مرد در برقراری رابطه زناشویی کامل است. در این مورد خاص، حتی اگر نزدیکی بین زوجین صورت نگرفته باشد و زن به دلیل عنن مرد عقد را فسخ کند، زن مستحق نصف مهریه است. دلیل این استثنا، حمایتی است که قانون از زنی به عمل می آورد که به دلیل عیبی خاص در مرد، از حق زناشویی محروم شده و رابطه به سرانجام نرسیده است.
  • بعد از نزدیکی: اگر نزدیکی بین زوجین رخ داده باشد و زن به دلیل فریب مرد (در هر یک از مصادیق تدلیس) عقد را فسخ کند، مهریه به طور کامل به زن تعلق می گیرد. دلیل این امر آن است که با وقوع نزدیکی، مالکیت زن بر تمام مهریه تثبیت شده است و حتی فسخ نکاح نیز نمی تواند این حق را از او سلب کند. در این شرایط، زن علاوه بر مهریه کامل، می تواند خسارات احتمالی دیگری را نیز مطالبه نماید.
فریب از سوی زمان فسخ وضعیت مهریه ملاحظات
زن قبل از نزدیکی مهریه تعلق نمی گیرد مرد می تواند خسارات وارده را مطالبه کند.
زن بعد از نزدیکی مهریه تعلق نمی گیرد مرد می تواند مهریه پرداخت شده را استرداد کند و خسارات را مطالبه نماید.
مرد قبل از نزدیکی (غیر از عنن) مهریه تعلق نمی گیرد
مرد قبل از نزدیکی (به دلیل عنن) نصف مهریه تعلق می گیرد استثنای ماده 1101 قانون مدنی.
مرد بعد از نزدیکی تمام مهریه تعلق می گیرد با وقوع نزدیکی، مالکیت بر مهریه تثبیت می شود.

این تفکیک ها نشان دهنده دقت قانونگذار در حمایت از حقوق طرفین در شرایط متفاوت وقوع فریب در ازدواج است و لزوم شناخت دقیق این تفاوت ها را برای هرگونه اقدام حقوقی آشکار می سازد.

وضعیت هدایا و اموال مشترک پس از فسخ نکاح

علاوه بر موضوع مهریه، پس از فسخ نکاح به دلیل فریب، تعیین تکلیف هدایا و اموال مشترک نیز یکی از مسائل مهمی است که زوجین با آن مواجه می شوند. این موارد نیز دارای قواعد حقوقی خاص خود هستند که باید مورد توجه قرار گیرد.

تکلیف هدایای دوران نامزدی و عقد

هدایایی که در دوران نامزدی و عقد بین زوجین (یا از سوی خانواده های آن ها) رد و بدل می شود، از منظر حقوقی در دسته «هبه» قرار می گیرد. احکام هبه در قانون مدنی به این شرح است:

  1. شرایط استرداد هدایا:
    • اگر عین هدیه موجود باشد (تلف، فروخته یا مصرف نشده باشد)، در صورت فسخ نکاح به دلیل فریب، اهداکننده می تواند آن را مسترد کند. این حکم هم در مورد هدایای نامزدی و هم هدایای دوران عقد صدق می کند.
    • اگر عین هدیه موجود نباشد (مثلاً مصرف شده، تلف شده یا فروخته شده باشد)، معمولاً امکان استرداد آن وجود ندارد، مگر اینکه ثابت شود تلف شدن یا مصرف آن با سوءنیت بوده است.
  2. هدایای خاص: طلا و جواهراتی که معمولاً از سوی مرد به زن داده می شود، نیز مشمول همین قاعده است. اگر عین طلا و جواهر موجود باشد، مرد می تواند آن را پس بگیرد.
  3. ارتباط با فریب: در موردی که فریب از سوی دریافت کننده هدیه بوده باشد، حق استرداد برای اهداکننده قوی تر است، زیرا هبه بر مبنای قصد ازدواج صورت گرفته و با فریب این قصد محقق نشده است.

تشخیص وجود یا عدم وجود عین هدیه و همچنین سوءنیت احتمالی، در نهایت بر عهده قاضی دادگاه است که با بررسی دلایل و قرائن موجود در پرونده، حکم مقتضی را صادر می کند.

تقسیم اموال مشترک

اموال مشترکی که ممکن است زوجین در طول دوران عقد (قبل از فسخ) با هم تهیه کرده باشند، معمولاً شامل موارد زیر است:

  • اموال خریداری شده با سرمایه مشترک: اگر زن و مرد هر دو در تهیه مالی نقش داشته اند، آن مال به نسبت سهم الشرکه آن ها تقسیم می شود. برای اثبات سهم الشرکه، باید مدارک و مستندات مربوط به پرداخت (مانند فیش بانکی، فاکتورها) ارائه گردد.
  • اموال خریداری شده توسط یکی از زوجین: اموالی که هر یک از زوجین به تنهایی و با سرمایه شخصی خود تهیه کرده اند، متعلق به همان فرد است و دیگری حقی بر آن ندارد.
  • مصادیق رایج اموال مشترک: اثاثیه منزل، وسایل زندگی، یا حتی املاک و خودروهایی که در طول دوران عقد و با مشارکت طرفین خریداری شده اند.

در صورت بروز اختلاف در مورد مالکیت یا نحوه تقسیم این اموال، دادگاه با استناد به دلایل اثبات مالکیت (مانند فاکتورها، سند خرید، شهادت شهود) و در صورت لزوم از طریق کارشناسی، اقدام به تعیین تکلیف و تقسیم اموال می نماید.

توصیه می شود در اینگونه موارد، پیش از هرگونه اقدام، با یک وکیل متخصص خانواده مشورت شود تا از حقوق قانونی خود مطلع شده و به بهترین شکل ممکن، نسبت به استیفای حقوق خود اقدام شود.

نتیجه گیری و جمع بندی

فریب در ازدواج یا تدلیس در نکاح، از جمله چالش های حقوقی و اخلاقی است که می تواند بنیان خانواده را به شدت متزلزل سازد. قانونگذار با پیش بینی قواعد مشخص، سعی در حمایت از فرد فریب خورده و بازگرداندن حقوق او دارد. همان طور که بیان شد، پاسخ به این پرسش که آیا فریب در ازدواج مهریه تعلق میگیرد، به جزئیات پرونده از جمله طرف فریبکار و وقوع نزدیکی بستگی دارد.

در صورتی که فریب از سوی زن باشد، مهریه در هیچ حالتی (چه قبل و چه بعد از نزدیکی) به او تعلق نمی گیرد و مرد می تواند مهریه پرداخت شده را استرداد و خسارات وارده را مطالبه کند. اما اگر فریب از سوی مرد باشد، در صورتی که نزدیکی بین زوجین رخ داده باشد، زن مستحق تمام مهریه است. اگر نزدیکی صورت نگرفته باشد، زن حق مهریه ندارد، مگر در مورد خاص «عنن» (ناتوانی جنسی مرد) که در آن صورت مستحق نصف مهریه خواهد بود.

علاوه بر وضعیت مهریه، فرد فریب خورده از حق فسخ نکاح (بدون نیاز به تشریفات طلاق)، امکان مطالبه خسارات مادی و معنوی (مانند هزینه های مراسم، هدایا و تفاوت مهر) و همچنین پیگیری مجازات کیفری برای فریبکار (حبس تعزیری سه ماه تا یک سال) برخوردار است. لازم به ذکر است که اعمال حق فسخ نیازمند فوریت است و تأخیر در آن می تواند موجب سقوط این حق شود. تعیین تکلیف هدایای رد و بدل شده و اموال مشترک نیز بر اساس قوانین هبه و قواعد عمومی مالکیت صورت می گیرد.

پیچیدگی های حقوقی مربوط به فریب در ازدواج و تفاوت های ظریف در احکام آن، لزوم اقدام به موقع و کسب مشاوره تخصصی حقوقی را بیش از پیش نمایان می سازد. در چنین شرایطی، اتکا به دانش و تجربه وکلای متخصص در امور خانواده می تواند راهگشا باشد و به حفظ حقوق افراد کمک شایانی کند.

برای حفظ حقوق خود و دریافت راهنمایی تخصصی در خصوص پرونده های فریب در ازدواج و مهریه، اکیداً توصیه می شود با یک وکیل متخصص خانواده مشورت نمایید تا با آگاهی کامل از تمامی ابعاد قانونی، بهترین تصمیم را اتخاذ کنید.

دکمه بازگشت به بالا