اخبار بازار

گذشته … نمی گوید متاسفم

دائما در حال گذر ...
دائما در حال گذر …

مطمئناً هر یک از ما پیشرفت هایی داشته است. وقتی فردی در یک مرحله به مرحله جدیدی می رسد ، دوست دارد به همه بگوید ، آقا ، من به این مرحله رسیده ام! او دوست دارد پیشرفت خود را به دیگران نشان دهد. اینکه این نمایش می تواند جنبه جشن داشته باشد و بیشتر یا دلسوزی و کمک کند. مثلاً بگویید اوه مردم شما سعی کنید به این مرحله برسید!

جالب اینجاست که حتی افراد مرتبط با آن مرحله برای ما جذاب تر می شوند. از آنجا که ما خودمان را می بینیم که با آنها همکاری می کنیم. ما در آنها افرادی را می بینیم که مانند ما با تلاش و شانس (یا حتی با تنبلی و حماقت و هر دلیل دیگری) به جایی رسیده اند که در آن هستیم. و این دقیقاً به همین دلیل است که افراد مراحل قبلی جذابیت خود را نسبت به ما از دست می دهند. نه اینکه ما آنها را دوست نداریم. فقط ما دیگر خودمان را متعلق به همان گروه و همان گروه نمی دانیم و احساس می کنیم در جای اشتباهی قرار داریم.

این تغییر مرحله می تواند در هر چیزی باشد. پیشرفت در محل کار ، پیشرفت اجتماعی ، پیشرفت در یک مهارت خاص و غیره. (حتی رگرسیون!)

اما این به روزرسانی اشکال دارد:

اینکه ما خیلی درگیر پیشرفت خود هستیم و درمورد آن با دیگران به اشتراک می گذاریم و صحبت می کنیم. به گونه ای که ما می توانیم در تمام زندگی خود همین کار را انجام دهیم و دیگر فرصتی برای پیشروی نداریم.

این ممکن است به این دلیل باشد که افرادی که با آنها در ارتباط هستیم و وضعیتی که در آن قرار داریم عموماً مربوط به مرحله قبلی ما یا حداقل با مرحله قبلی ما سازگارتر هستند. و اگر می خواهیم وضعیت خود را با مرحله جدید سازگار کنیم ، باید از پناهگاه های امن خود فراتر رفته و برای خودمان چالش های جدید و شاید دشوار ایجاد کنیم.

اما این کار بسیار سختی است. شاید به نظر نرسد ، اما اگر هرکدام از ما فکر کنیم ، می بینیم که در یک سری موارد پیشرفت کرده ایم و به جایی رسیده ایم که به مرحله ای که در آن هستیم افتخار می کنیم و یا در تلاش هستیم دیگران را قانع کنیم که به این مرحله می رسیم و حتی با آنها دست و پنجه نرم می کنیم.

به همین دلیل بهتر است همیشه درمورد مرحله ای که به آن رسیده ام بیشتر فکر کنیم تا اینکه خودمان را در آن مرحله به دیگران ثابت کنیم و با آنها استدلال کنیم.

اکنون هرچه پیشرفت بیشتر باشد و تعداد افراد کمتری نیز داشته باشد ، سخت تر می شود. و هرچه جامعه و وضعیتی که در آن قرار داریم پایین تر باشد ، افراد بیشتری در آنجا حضور دارند و سخت تر نیز می شوند.

شاید به همین دلیل مثلاً فوتبالیستهای یک کشور یا قاره معمولاً از فوتبالیستهای کشور یا قاره دیگر بهتر یا بدتر شوند. به عنوان مثال ، در برزیل ، هنگامی که یک مهمانی تلاش می کند به جلو حرکت کند ، افراد زیادی در اطراف آن هستند که می توانند با آنها ارتباط برقرار کرده و دوباره به جلو حرکت کنند. مثلاً در ایران ، از هر جای دیگر ، طرف از آنچه را که هست یا مجبور است بقیه را بکشد خوشحال است. (درست است ، اکنون امکانات متفاوت است ، اما امکانات 50 سال پیش برزیل هیچ تفاوتی با ایران ندارند!)

وقتی به جایی می رسیم و پیشرفت می کنیم ، باید به این فکر کنیم که قدم بعدی و رفتار ما به طور کلی باید پس از آن پیشرفت باشد. ما با این پیشرفت شخص دیگری شده ایم و به شرایط جدید و رفتار جدید احتیاج داریم. حتی ممکن است مجبور باشیم دنیای جدیدی را با واقعیت های جدیدی که به آن رسیده ایم تصور کنیم ، زیرا قبلاً هرگز دنیای جدید خود را ندیده ایم!

جهت دیدن مقالات بیشتردر مجموعه اخبار کسب و کار کلیک کنید 

مسوولیت کلیه محتوای سایت بر عهده منابع اصلی بوده وبانک مشاغل اینفوجاب هیچ مسوولیتی در قبال محتوا ندارد.

جهت دیدن ادامه مطالب مجموعه اخبار بازار کلیک کنید

لینک کوتاه مطلب: ulvis.net tny.im clck.ru v.ht v.gd is.gd g6g.irbit.ly

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا