عمومی

چیزهایی هست که من نمی فهمم!

من در حال افتتاح اینستاگرام ، یکی از فراز و نشیب های مورد علاقه من با کسی هستم که می دانم به روز بوده و اکنون خود را “فعال حقوق زنان” می نامد. کمی احساس ناامیدی می کنم ، اما از درون می گویم منطقی باش ، افرادی که اطلاعات محدودی در مورد یکدیگر دارند تصمیم می گیرند ارتباط برقرار کنند یا خیر. همه افراد همه چیز را نمی دانند. باز هم ، قسمت ناخوشایند من پیش می آید و می پرسد که آیا کسی از واقعیت 1 ، 2 ، 3 ، و غیره … هنوز هم نمی تواند این آدم جعلی را بفهمد؟ من سعی می کنم خودم را متقاعد کنم که آنچه من را آزار می دهد ، هر چند ناامید کننده است ، این است که نباید بیش از حد اهمیت دهم.

مدتی است که یکی از کانال های مورد علاقه خود را در کابل نامه دیدم. در نگاه اول احساس می شود بخشی از یک حساب کاربری است ، اما کارهایی وجود دارد که باید انجام شود. استعداد کمتری او در این زمینه با مارک ها و سایر افراد غیرانتفاعی رواج پیدا کرد و او مرحله آزاد سازی را اندکی در پیش گرفت.

یکی از دوستانم برای من عکس هایی ارسال کرد و در مورد کسی که سالها با او تلاش کرده بود برای فروپاشی بگذرد و دید موفقیت فرش را که کنار گذاشته ام برای ردیابی ژن خوب در هر یک از موفقیت هایش. جای تعجب نیست او به او گفت از این که بسیاری از آنها وجود دارد تعجب نکنید ، و اگر می خواهیم با آنها برخورد کنیم ، باید برای همیشه راوی باشیم.

یکی از اشکالات اینستاگرام این است که بدون کوچکترین آگاهی از معرفی و پیشینه افرادی که می خواهند از آنها عکاسی کنند ، فکر می کنید این همه واقعیت است و حتی اگر نباشد همه چیز در حالی که اصلاً آینه نیست برای همه است. بعضی اوقات این قطعه نه تنها یک قطعه واقعیت بلکه یک بخش تحریف شده از آن است.

مورد جالب دیگر خاطرات تحریف شده ای است که مردم درباره گذشته خود ایجاد می کنند و آنها را “خاطرات ساختگی” می نامند. یعنی تفسیر و توصیف وقایعی که در گذشته هرگز اتفاق نیفتاده است ، یا در بهترین حالت ، آنطور که شرح شده نیست.

بسیاری از این موارد وجود دارد و تضادهای زیادی که در اطراف ما مشاهده می کنیم تشخیص سردرد را برای ما دشوار می کند. آیا این اساساً طبیعی است؟ من اینطور فکر نمی کنم ؛ فکر می کنم در اینجا دو رویکرد وجود دارد: اول ، مهم نیست که افراد به عنوان یک واحد منسجم تصور می شوند ، و شخص باید اعتراف کند که ذهنیت هر کس اشکالاتی دارد. اما رویکرد دوم پیش بینی می کند که افراد توانایی پیش بینی و انسجام ذهن را خواهند داشت ، و این بدان معنی است که اگر من صفحه ای را دنبال کنم و نوشته های کسی را که به نظر می رسد تفکر روشنی دارد بخوانم ، باید تأثیرات این تفکر روشن را در بیشتر دیدگاه ها و رفتارهای او ببینم. ناسازگاری های ظواهر ظاهری رفتار او نباید اشتباه گرفته شود.

اگر تجربیات مشابهی دارید ، خوشحالم که آنها را با شما به اشتراک می گذارم.

جهت دیدن مقالات بیشتردر مجموعه مطالب عمومی کلیک کنید 


منبع خبر: چیزهایی هست که من نمی فهمم!

مسوولیت کلیه محتوای سایت بر عهده منابع اصلی بوده و بانک مشاغل اینفوجاب هیچ مسوولیتی در قبال محتوا ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا