بازاریابی

چگونه می توان روحیه کارمندان را در یک اقتصاد بد بهبود بخشید

این نباید دست کم گرفته شود ، زیرا بهترین افراد به طور کلی ارزش خود را تشخیص می دهند و می دانند که حتی در یک اقتصاد دشوار ، شانس بیشتری برای یافتن شغل دیگری بیش از متوسط ​​دارند. گوستاک می گوید شناسایی دلیل دیگر مهم است زیرا “مشتریان نظرات خود را در مورد شرکت بر اساس کارکنان خط مقدم آن قرار می دهند.” به این فکر کنید: کارمندان Frontline معمولاً اولین کسانی هستند که مشتریان را می بینند و آنها اغلب شخصاً با آنها برخورد می کنند. متأسفانه آنها معمولاً کمترین دستمزد را دارند. از آنجا که مطالعات نشان داده است که افراد پول بیشتری را با خوشبختی مرتبط می کنند ، این بدان معناست که کارکنان خط مقدم اغلب در معرض خطر عدم رضایت از شغل خود قرار دارند و حتی برای پیگیری گزینه های دیگر استعفا می دهند. اگر کارمندان خط مقدم شما ناراضی بودند ، آیا خدمات با کیفیت مشتری ارائه می دهند؟ احتمالا نه. گوستیک می گوید: “مشتریان بیشتر رانندگی می کنند و برای خدمات بهتر یا نرخ ارزان تر هزینه بیشتری پرداخت می کنند.” نکته مهم در حفظ کارمندان ، ایجاد خوشحالی در کارمندان است. مطمئناً برخی ایده آلیسم ها وارد عمل می شود ، اما این نظریه خوب است و بالا بردن روحیه کارمندان برای تجارت بد نخواهد بود. در حقیقت ، Jostek در کتاب خود اظهار داشته است که کارمندانی که مرتباً مورد تمجید و پاداش قرار می گیرند “بهتر روی اهداف شرکت تمرکز می کنند. آنها فرصت های جدید را سریعتر کشف می کنند. آنها بیشتر کار می کنند.” این کتاب ایده هایی را برای مدیرانی فراهم می کند که به دنبال روش های جدید برای ستایش ، شناسایی و پاداش دادن به کارمندان هستند. بنابراین جای تعجب نیست که به سرعت در هر دو لیست وال استریت ژورنال و هفته تجارت پرفروش شد. برخی موارد برجسته:
بیاد داشته باشید از افرادی که روی شما تأثیر گذاشته اند تشکر کنید. این اغلب نادیده گرفته می شود. فقط روحیه پرسنل خط مقدم را تقویت نکنید. آن را در تمام سطوح شرکت خود ارتقا دهید.
همبازی های خود را بیرون بیاورید. در صورت لزوم به طور عمومی پاداش دهید – و متوجه تغییر نگرش و عملکرد شوید.
یک رویداد رسمی را شناسایی کنید. حداقل سالی یک مهمانی برگزار کنید تا به بهترین هنرمندان ادای احترام کرده و آنها را ستاره کنید. همچنین به کارمندان چیزی می دهد که در طول سال باید روی آن کار کنند.
آنچه را که کارمندانتان دوست دارند یا دوست ندارند ، دنبال کنید. این فقط به معنای احساس آنها در مورد محل کار نیست. همچنین می تواند به شما کمک کند تا به روش های خلاقانه ای برای پاداش دادن به آنها فکر کنید. با درخواست ایده های پاداش ، سطح شخصی تری پیدا کنید و از آنها بخواهید انگیزه شما را ایجاد کنند. حتی می توانید یک نظرسنجی کتبی ناشناس (یا غیر رسمی) از همه کارمندان انجام دهید تا از پاداش ها ایده بگیرید. در صورت امکان ، پاداش خود را به هر شخص خاصی که برای او احترام دارید ، اهدا کنید. آنها با دانستن اینکه شما به نیازها و خواسته های آنها گوش فرا داده اید ، از رویکرد شخصی شما قدردانی خواهند کرد. این یک روش عالی برای ایجاد رابطه ای است که می تواند به شما اطلاع دهد که برایتان مهم است! جوایز فقط مربوط به مدیریت عالی نیستند – بنابراین سعی نکنید ایده های جدید را امتحان کنید! یک برنامه رسمی پاداش کارکنان ایجاد کنید که به کارمندان اجازه می دهد وقتی ارزش یک همکار را درک می کنند یا متوجه می شوند کار خوبی انجام داده اند یکدیگر را معرفی و حتی به آنها پاداش می دهند. این باعث تقویت روحیه ، تقویت تیم شما و کاهش کار شما می شود تا بتوانید روی سایر کارهای مهم اداری تمرکز کنید. فقط مطمئن شوید که برای ارائه 100٪ شناخت به کارمندان خود اعتماد ندارید. بیشتر آنها باید با شما شروع کنند! قدرت شناخت را دست کم نگیرید. در دنیای تجارت بسیار مهم است. بدون آن ، در واقع می توانید کارمندان خود را از دست دهید. بهترین مجری کسانی است که بیشترین توانایی را برای ترک داشته باشند زیرا آنها مهارتهای یکسانی را دارند که کارفرمایان بدنبال آن هستند – و آنها این را می دانند! اگر این اتفاق بیفتد ، نمی توانید به کارمندان با ارزش خود نشان دهید که چقدر از شما قدردانی می کنند و ممکن است شما را برای فرصتی دیگر ترک کنند. با این حال ، اگر کارمند واقعاً از محیط خود راضی باشد ، یا در محیط کار احساس احترام و احترام کند ، ممکن است به دلیل احساس ارزش ، حقوق کمتری یا شیفت های طولانی تر را بپذیرد. برای نشان دادن بیشتر این نکته ، گوستیک داستانی در مورد تجربه سفر اخیر خود در چین به اشتراک گذاشت. در طول سفر خود ، او با یک دختر جوان چینی آشنا می شود که کمی انگلیسی صحبت می کند. وقتی تصمیم گرفت با او صحبت کند ، از او پرسید: “آیا تا به حال به ایالات متحده سفر کرده اید؟” ؟ “این دختر پاسخ داد که نه تنها هرگز به ایالات متحده سفر نکرده است ، بلکه هرگز شهر خود را ترک نکرده است. گوستیک با حیرت تصمیم گرفت ،” چرا هرگز این شهر را ترک نکردی؟ آیا شما نمی خواهید بقیه دنیا را ببینید؟ “دختر بدون هیچ تردیدی پاسخ داد:” اگر من اینجا خوشحال هستم ، چرا می خواهم بروم؟ “به نظر می رسد شرکت ها می توانند چیزهای زیادی از این داستان بیاموزند.
برای دیدن مقالات بیشتر در بازاریابی و بازاریابی کلیک کنید

این مقالات به طور سیستماتیک از آخرین پایگاه داده های مقاله بازاریابی جمع آوری می شوند.
کلیه مطالب سایت به عهده منابع اصلی است و اینفوجاب مارکت هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا