اخبار بازار

همه چیز ویژگی ها و بهره وری برند را در عمل اندازه گیری می کند

بیایید مستقیم به نقطه برویم. برای بازاریابی و برندسازی کارهای زیادی باید انجام شود ، اما ما معمولاً از معیارهای قدیمی برای اندازه گیری اثربخشی کارهایی که انجام می شود استفاده می کنیم. )آی تی.

پنج مرحله از قیف بازاریابی ، مسیر مشتری از آگاهی از برند و فرایند خرید ، پس از آن به عنوان A A شناخته می شود که برای آگاهی ، جذابیت ، سوال ، عمل و محافظت از لاتین (آگاهی ، جذابیت ، سوال ، عمل ، وکالت) قرار دارد.

این پنج مرحله چیست؟

اطلاع

مشتریان یا مخاطبان ما با دسته ای از مارک ها سر و کار دارند که ممکن است نتیجه تجربه گذشته ، ارتباطات بازاریابی یا صحبت با دیگران باشد. مشتریان تمام پیام ها ، تمام پیشنهادهایی را که می بینند یا به خاطر می آورند ، مرور می کنند و فقط تعداد معدودی را به خود جلب می کنند. برندهای دارای پیام نوستالژیک و به یاد ماندنی ، بیشتر احتمال دارد وارد صدر لیست مشتریان شوند و یا با دقت بیشتری وارد وضعیت روانی مناسب مشتریان شوند.

یک سوال

پس از این مرحله ، مشتریان به دلیل کنجکاوی خود برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر ، از دوستان ، رسانه ها یا به طور مستقیم از برند تحقیق پی می گیرند ، این مرحله سؤال است که همان داستان مقایسه قیمت جستجو در سایت ها ، بررسی فنی است. می توانید در مورد محصولات و خدمات با هم و غیره بگویید.

جذابیت

در اینجا ، مارک ها باید به اندازه کافی جذاب باشند تا مشتریان به همان اندازه که باید کنجکاو شوند. و از طرف دیگر ، اگر میزان آلودگی بسیار بالا باشد ، به معنی مشتری است پیام اصلی برند آنها نفهمیدند و سؤالات بسیاری در مورد برند در ذهنشان ایجاد شد.

عمل

اگر مشتریان از سوالات و اطلاعات بیشتری راضی باشند ، تصمیم می گیرند که اقدامی انجام دهند (خرید یا استفاده کنید). آنها پس از خرید ، از طریق خدمات پس از فروش ، مصرف و استفاده از برند ، بیشتر با برند ارتباط برقرار می کنند. برندها باید تجربه خوبی در مشتری ایجاد کنند و مشتریان را با برند درگیر کنند. وقتی شکایتی دارند و مشکلی دارند توجه کنید و تا آخرین لحظه پیگیری کنید.

حفاظت

با گذشت زمان ، ممکن است مشتریان حس عمیقی از وفاداری به برند پیدا کنند ، که در قالب حفظ یا حفظ مشتری ، خرید مجدد و در نهایت محافظت از برند از دیگران است. حامیان فعال و بدون سؤال ، مارک مورد علاقه خود را توصیه می کنند و داستان های مثبتی در مورد این برند را به دیگران می گویند ، که شامل درصد کمی از افراد نیز می شود ، اما معمولاً بیشتر محافظ ها فقط ساکت هستند ، اما یک بار از مارک مورد علاقه خود خواسته یا انتقاد می کنند. آنها به سرعت وارد میدان می شوند و از مارک محبوب حمایت می کنند این مسئله در واکنش های بازار تلفن های موبایل پرچمداران ، چه در ایران و چه در سراسر جهان بسیار دیده می شود.

این مراحل همیشه یکی پس از دیگری نیستند و به این ترتیب همیشه اتفاق نمی افتد و بعضی اوقات مانند روند خرید زنان برای خرید لباس پارلمانی از راهروها ، گرداب می شوند و مشتریان ممکن است از پله های خاصی پایین بیایند ، مانند توصیه یکی پس از دیگری. اعضا باعث می شوند مشتری مرحله جادویی را طی کند و مستقیماً از مرحله آگاهی وارد مرحله سؤال شود.

معیارهای ارزیابی برند و پارک در یک برند

پس از درک مسیر مشتری در مسیر پنج طرفه ، باید به مفاهیم مربوط به مواردی نگاه کنیم. ما دو شاخص مهم برای اندازه گیری عملکرد برند در نظر می گیریم:

نسبت عملکرد خرید (par) و نسبت حفاظت از برند (باند)

این سنجش موفقیت شرکت را در تبدیل آگاهی از برند به خرید مارک اندازه گیری می کند و موفقیت شرکت را در تبدیل آگاهی از برند به محافظت از برند می سنجد.

در واقع ، ما به دنبال مشتریانی هستیم که از تبلیغات (A1) به اکشن (A4) و در نهایت به پشتیبانی (A5) در حرکت باشند.

خودآگاهی / خرید با انگیزه = نگرش خرید

خودآگاهی / محافظت از برند = نسبت محافظت از نام تجاری

مثلا:

فرض کنید یک ویدیو یا کلیپ موسیقی بین صد نفر پخش می شود. اگر از بین این 100 نفر ، 90 نفر به سرعت نام تجاری X را به خاطر می آوردند و از بین این 90 نفر ، فقط هجده نفر همان مارک X را می خریدند و 9 نفر این مارک را به دیگران توصیه می کردند. رقم این برند هجده تا نود است که 0.2 است. و بار 9 تا 90 برابر 0.1 است.

این نشان می دهد که این برند عملکرد ضعیفی داشته است زیرا نتوانسته است بخش قابل توجهی از آگاهی بالای برند خود را بفروشد.

برای درک عمیق تر ، بهتر است معیارهای مهم بار و ماده را تحلیل کنیم. هر نرخ تبدیل پشتیبانی (حفاظت) تبدیل باید اندازه گیری شود نرخ تبدیل آگاهی از برند پایین جذب مشتری کم است. این بدان معنی است که مشتری از مارک تجاری آگاه است اما جذابیت آن را نمی یابد ، این مشکل همچنین از موقعیت ضعیف یا ارتباط بازاریابی ناشی می شود. وقتی این مشکلات برطرف شوند ، جاذبه به یک (یعنی عدد صحیح) نزدیک می شود.

پایین بودن نرخ تبدیل بین جذابیت و سؤال از برند ، نشانه عدم کنجکاوی مشتری است و آنها نیازی به سؤال بیشتر ندارند که ناشی از ناتوانی شرکتها در ایجاد و ایجاد گفتگو ، ضعف روابط عمومی یا عدم وجود فضای لازم برای اشتراک است.

اما از طرف دیگر ، سطح کنجکاوی برند نباید خیلی زیاد باشد که مشتریان سوالات زیادی در مورد برند داشته باشند ، به این معنی که پیام برند به هیچ وجه مشخص نیست ، در هر پنج مورد ، سطح کنجکاوی تنها موضوعی است که نباید به یکی نزدیک باشد.

پایین بودن نرخ تبدیل فراخوان به اقدام برای برند نشانگر تعهد پایین است ، مردم بدون تعهد خرید ، در مورد برند صحبت می کنند ، این بدان معناست که برند نتوانسته است نرخ سود مصوب خود را به کانال های توزیع خود تبدیل کند ، در این صورت احتمالاً در ترکیب بازاریابی شرکت اشکالات زیادی وجود دارد: مثلاً قیمت زیاد است یا محصول در دسترس نیست و به درستی طبقه بندی نشده است (این اطلاعات معمولاً از تحقیقات کیفی و کمی در بازار با سوالات هدفمند و دقیق بدست می آید).

نرخ تبدیل پایین برای محافظت از برند برای برند ، ارتباط عاطفی کمی را نشان می داد ، به این معنی که مشتریان از این محصول استفاده می کردند اما به اندازه کافی برای توصیه آن به دیگران راضی نبودند ، که این می تواند به دلیل فروش ضعیف یا خدمات ضعیف محصول باشد. آنها به برند جذب می شوند اما از خرید آنها ناراضی هستند. بهبود تجربه کاربر به بالا بردن سطح ارتباط عاطفی کمک می کند. نرخ تبدیل پایین در هر یک از پنج مرحله نشانگر تنگنا در پنج مرحله است. تقریباً مانند تنگنای تولید ، تنگنا در تابه باعث افزایش بهره وری در طول راه می شود.

حال ، چگونه می توان این موارد را بهبود بخشید:

راه های افزایش بهره وری

برای جذب هواداران بیشتر ، باید آگاهی خود را بهبود بخشیم. از آنجا که هرچه افراد بیشتر مارک را به خاطر بسپارند ، احتمال دارد که همان برند را توصیه کنند ، اما گران است.

برای روشی کم کلید و بدون آگهی ، باید فضای مکالمه (اینستاگرام ، وبلاگ ، توییتر و انجمن ها) را بین مشتریان و مشتری ایجاد کنید که قبلاً از این برند اطلاع نداشت. البته این همچنین خطر تماس های کنترل نشده را شامل می شود ، زیرا شرکت ها نمی توانند تماسها را کنترل کنند.

وقتی مکالمه بین مشتریان مثبت ارزش ویژه برند را تقویت می کند ، اما اگر این مطلوب نباشد به برند آسیب می رساند ، این تماس ها باعث می شود شرکت ها از حجم تماسهای خود بکاهند و از این طریق سود بازاریابی خود را افزایش دهند. آنها باید بر جهان خارج تأثیر بگذارند و مکالمه را هدایت کنند.

جذابیت را افزایش دهید

اگر اکثر مشتریان برند علی رغم آشنایی با برند ، آن را جذاب نبینند ، پس از آن مارک با گرانش و کشش مشکل دارد. دلیل این امر می تواند خود محصول یا خود برند باشد ، با مقادیر پیشنهادی محصول معمولی و بی اهمیت ، حتی یک کمپین نام تجاری هوشمند و بودجه کلانی نیز کمکی نخواهد کرد.

در عصر دیجیتال ، هنگامی که مشتریان تحت تأثیر تعامل مبتنی بر فناوری قرار بگیرند ، مارک های انسانی به جذاب ترین مارک ها تبدیل می شوند. آنها عاشق همدیگر هستند. (آنها همیشه جدی و شوخ طبعی نیستند. بعضی اوقات تعامل آنها دقیقاً مانند خود انسانها تغییر می کند).

برخی از مشتریان به مارکهای سازگار با محیط زیست و ارزش های اجتماعی قوی جذب می شوند که نسل سوم بازاریابی (یعنی بازاریابی سبز) را اداره می کند و مشتریانی نیز وجود دارند که به مارک های تجربی جذب می شوند و حرکات خاصی را در سبک زندگی خود نشان می دهند. آنها با گفتن داستانهای عالی در مورد کارهای بسیار مهم شرکت خود ، مشتری را جذب می کنند.

ممکن است مشتریان به مارک هایی جذب شوند که بتوانند محصولات و خدمات خود را برای پاسخگویی به نیازهای مشتری سفارشی کنند ، ما در جهانی هستیم که تقاضا پراکنده شده و بازار ناهمگن است. برای چندین دهه ، روند سفارشی سازی قوی و کار خواهد بود ، بیایید در خط مشتری حرکت کنیم و با مشتری مطابقت داشته باشیم ، حرکت نکنیم ، عقب نمانیم. هر یک ، در صورت امکان ، ارزش محصولات و خدمات شخصی را دارند. بیایید با آن روبرو شویم ، اگر هزینه ای داشته باشد ، طبقه بندی مشتریان به بخش های مصرف کننده رفتاری بسیار مفید است.

بهینه سازی کنجکاوی

لونشتین ساده ترین تعریف کنجکاوی را ارائه می دهد:

احساس محرومیت ناشی از شکاف اطلاعاتی بین آنچه می دانیم و آنچه می خواهیم بدانیم.

در زمینه بازاریابی ، کنجکاوی ناشی از دریافت اطلاعات جالب اما محدود به مشتریان است. بنابراین ، کنجکاوی رویکردی دارد که به عنوان بازاریابی محتوا شناخته می شود ، مجموعه ای از فعالیت ها برای ایجاد و توزیع محتوا که نه تنها به زندگی مشتری مربوط می شود بلکه عمیقاً با یک برند خاص مرتبط است. مشتریان با جستجو و مرور ، با مطالب جالب درگیر می شوند و با بررسی بیشتر مطالب ممکن است دریابند که یک مارک خاص در پشت این محتوای قانع کننده است و در نهایت برند را تحسین می کند. (به عنوان مثال ، Digi Kala Mag بسیار موفق بود. دادن)

ایجاد ایده های محتوا و ایجاد فرایندها نیمه بازاریابی است ، بازاریابی محتوا شامل شناسایی موضوعات منحصر به فرد است که با طرفین ، مشتری و برند ارتباط برقرار می کند.

تعهد را افزایش دهید

افزایش تعهد مشتری مستلزم بازاریابی هرکدام است تا بدون توجه به نقاط تماس از جمله تجربه مشتری در فروشگاه فیزیکی ، وب سایت ، برنامه ، مرکز تماس و سایر کانالها ، یک تجربه مداوم و یکپارچه آنلاین و آفلاین را به مشتریان ارائه دهد. ما باید یک تجربه مشتری کامل را ارائه دهیم که مدام از یک کانال به کانال دیگر پرش می کند.

بازاریابان برای ترغیب مشتریان به تعهد به خرید می بایست نقشه ای از مسیر مشتری را با استفاده از کامل ترین سناریوی طراحی و نقش هر کانال طراحی کنند ، هنگامی که مشتریان می توانند این کار را به محض میل انجام دهند ، تعهد بالاتری را نیز به دست می آورند. وجود داشت

ارسال پیشنهادات به موقع و سفارشی به مشتریان در زمان مناسب ، به عنوان مثال ، در ماه می در استان های گرمسیری ، ارسال پیام های خدمات به سیستم تهویه هوا و غیره.

افزایش ارتباط عاطفی

برای بسیاری از مشتریان ، تجربه پس از خرید ، ارزیابی این است که آیا عملکرد واقعی محصول یا خدمات مطابق با ادعاهای برند است ، هنگامی که تجربه واقعی مطابق انتظارات مشتری باشد ، یا حتی فراتر از آن ، مشتریان احساس نزدیکی و احتمال بیشتری می کنند که آنها را به عنوان هواداران وفادار در نظر بگیرند و در نتیجه بیشتر محتمل باشند. ارزش طول عمر مشتری و ارزش ارجاع (تبلیغات شفاهی یا ارجاع) از مشتریان (بازاریابی دهان به دهان) را بدست آورید.

برای بهبود تجربه فروش ، بازاریاب ها باید تعداد نقاط تماس یا نقاط تماس (یعنی هر نوع برخورد مشتری با یک محصول یا خدمات ، حتی یک عکس ، بروشور و سایبر) را افزایش دهند و اجازه تعامل بیشتر مشتری را فراتر از تعامل های منظم بگذارند. برای ایجاد لذت واقعی از یک سرویس و تجربه خدمات ، بازاریاب ها می توانند یک برنامه جذب مشتری را نیز اضافه کنند.

مارک ها تبدیل به یک انسان می شوند ، بنابراین تعامل و تعامل با مشتری بسیار مهم خواهد بود. تعامل با مشتری موانع بین شرکت ها و مشتریان را برطرف کرده و به آنها اجازه می دهد مانند دوستان تعامل برقرار کنند.

مانند کارگزاران خدمات مشتری ، تعامل در رسانه های اجتماعی و بازی

شبکه های اجتماعی ابزاری قدرتمند برای درگیر کردن مشتری است.در انسان تعامل چهره به چهره بیش از تعامل راحت با مشتری نیاز به درگیری عاطفی دارد. هنگامی که مشتریان می خواهند از خدمات ضعیف شکایت کنند ، اغلب از رسانه های اجتماعی استفاده می کنند.

الگوهای صنعتی

برای درک بهتر بازار ما باید از مسیر مشتری استفاده کنیم ، روش مشتری برای بیان چگونگی حرکت مشتری از آگاهی صفر به آگاهی بالا ، علاقه به رستگاری و بالاخره تبلیغات شفاهی.

ما پنج گزینه مختلف را که می توان برای همه صنایع اعمال کرد خلاصه کردیم.

چهار الگوی اصلی در کلیه شاخه ها ، دستگیره درها ، ماهی قرمز ، ترومپت ها و قیف ها وجود دارد ، الگوی کراوات کراواتی ایده آل است که این چهار الگوی باید مانند الگوی کراوات کمان به نظر برسند تا بهترین نتیجه را کسب کنند.

دستگیره در

مهمترین و رایج ترین الگوی آن ویژگی خاص آن تعهد بالا با وجود کم کنجکاوی است. مناطقی از کالاهای مصرفی بالا (FMCG) ، که به طور معمول توسط مشتریان آنها اداره می شود.

در این مدل ، مشتریان در زمان خود خیلی محدود نیستند تا گزینه های موجو را بررسی و بررسی کنند. از آنجا که قیمت ها معمولاً پایین است ، مشتریان نیازی به کنجکاوی بیشتر در مورد مارک های رقیب ، خریدهای شخصی بیشتر تکراری ندارند و مشتریان بر اساس تجربه گذشته انتظارات و ترجیحات خاصی برای یک برند خاص دارند.

اغلب ، خرید ناگهانی و با قیمت های نسبتاً پایین و تبلیغات جذاب باعث بسته بندی جذاب می شود ، خرید نقطه خرید اغلب یک عامل تعیین کننده در کلاس گرفتن است. اگرچه ممکن است مشتریان به سمت برند جذب نشوند ، اما ممکن است در پایان آن را بخرند زیرا مارک برای خرید در دسترس است.

یکی دیگر از ویژگی های ارتباط کم عاطفی مشتری ، برند مورد استفاده است: مشتریانی که از مارک تجاری خریداری می کنند ، از پیشنهاد این برند تمایلی ندارند و در این زمینه ، مارک و مارک ها را تغییر داده و محصولات خود را به شدت محکم تر کنید ، به گونه ای که مارک ها ترجیح می دهند با مشتریان ارتباط برقرار کنند و وفاداری مشتری را افزایش دهند.

ماهی قرمز

مهمترین ویژگی این دسته ، سطح بالای کنجکاوی است (جذابیت

الگوی مسیر مشتری گلدستای بیشتر در فضای B2B مشاهده می شود ، که مشتریان قبل از تصمیم گیری در مورد انتخاب برند ، فاکتورهای زیادی را در نظر می گیرند. سوالاتی را که آنها به شخص ثالث توصیه می کنند (مشاور ، دوست ، راهنما ، اینترنت و غیره). ..) قبل از تصمیم گیری در مورد خرید با بسیاری از مارک های رقیب در نظر بگیرید و با آنها در تعامل باشید.

به ندرت تبلیغ کنندگان در صنعتهایی که توسط کالاهای مشابه به فروش می رسند ، رقابت می کنند و این به دلیل سطح جذابیت بسیار پایین است.

بازیکنان این صنعت اغلب طراحی و تفکیک خود را دشوار می کنند در پایان ، بازیکنان رقیب معمولاً با مجموعه ای از راه حل های مشابه روبرو می شوند.

بنابراین مشتریان معمولاً برای بدست آوردن بهترین معاملات ، وقت بیشتری را صرف کاوش در گزینه های دیگر می کنند. روند خرید معمولاً طولانی است زیرا هم خریداران و هم فروشندگان متخصص هستند و اطلاعات زیادی دارند.

به عنوان مثال ، در صنعت گردشگری تصمیمی که گرفته می شود ، معمولاً با اعضای خانواده و روند خرید ، نسبتاً طولانی است و مقایسه ، مزایا و هزینه ها گام مهمی در راه مشتری است و سطح سوالی را نشان می دهد.

شیپور

این الگوی در صنعت شیوه زندگی رایج تر است. تجهیزات و خدمات لوکس و ویژه ، منحصر به فرد بودن این مدل در سطح بالای آلودگی عاطفی آن نهفته است. افرادی که از الگوی ترامپ پیروی می کنند ، معمولاً به کیفیت مارک های قابل اعتماد اعتماد دارند ، بنابراین تمایل دارند از مارک تجاری محافظت کنند ، حتی اگر از آن استفاده نکنند. به عبارت دیگر ، تعداد مدافعان بیشتر از خریداران واقعی است

مشتریان در خرید تصمیمات بسیار دخیل هستند.

با این حال ، روند ارزیابی آسان است. از آنجا که اکثر مارک ها برای کف ترومپیت شهرت خاصی ایجاد کرده اند نوآوری کیفیت از طریق تبلیغات شفاهی برای مدت معینی حاصل می شود. در این طبقه آماتورهایی وجود دارند که می خواهند یک مارک کسب کنند. اما به دلیل نقاط قیمتی بالا ، آنها قادر به خرید برند نیستند.

بیشتر مارک ها در گوشه و کنار هستند زیرا کمبود جذابیت برند را برای مشتریان بالقوه افزایش می دهد. بازاریابان واقعاً در بهبود دسترسی و گسترش کانال ها متمرکز نیستند. اگرچه بیشتر محصولات مصرفی در مدل دسته قرار دارند ، مانند داروهای بدون نسخه در الگوی شاخ. مدت، اصطلاح.

درس شیوه زندگی برای در دسترس بودن و کمبود اهمیت دارد.

قیف

بیشتر خریدها برنامه ریزی شده اند و مشتریان در مورد تصمیم گیری در مورد برنامه ریزی فکر کرده اند و از مارک های مورد علاقه خود سوال می کنند. اگر آنچه می شنوند مورد علاقه آنهاست ، آنها این مارک را می خرند و در صورت تمایل از آن محافظت می کنند. من ازش استفاده کردم

این الگوی معمولاً در کالاهای مصرفی با دوام و همچنین در صنایع خدماتی یافت می شود ، مشتریان از پله خارج نمی شوند و ممکن است برندارار را بنا به صلاحدید خود از مسیر مشتری خارج کنند. تجربه کلی مشتری بسیار مهم است. این امر به ویژه برای مشتریان بسیار مهم است زیرا دوست دارند خود را در تجربه استفاده و خرید غوطه ور کنند.

بنابراین ، بر خلاف نرخ دسته ، در جایی که موقعیت را می توان به صورت سطحی انجام داد ، در کف قیف ، موقعیت باید عمیقاً ریشه در یک تجربه واقعی داشته باشد. برای مارک های کلاس Funnel ، چندین نکته لمسی مانند وب سایت (تبلیغات و جذاب) سایت و مرکز تبلیغات. تماس با (سؤال) از کانال فروش (عمل) و همچنین خدمات پس از فروش (محافظت) مهم است.

تغییر برند در این کلاس بسیار نادر است. تجربه ضعیف مشتری ممکن است به مرور زمان آنها را وادار کند که به مارک های دیگر توجه کنند و یا حتی از مارک های با کیفیت بالاتر برای جایگزینی برند استفاده کنند. با گذشت زمان ، برندگان این کلاس باید روی نوآوری تجربه مشتری و بهبود تدریجی تمرکز کنند.

کراباته پاپیونی

شکل و الگوی ایده آل مشتری کراوات است و هر چهار الگوی باید تا حد ممکن به آن شکل نزدیک باشند. این الگوی ویژگی های اصلی یک مارک عالی را نشان می دهد ، در کراوات کراوات هرکسی که از مارک تجاری آگاهی داشته باشد تمایل به پیشنهاد این برند را دارد که این به دلیل شهرت درخشان آن است.

(آگاهی = محافظت.) جذابیت این برند چنان قوی است که هرکسی که به این برند جذب می شود سرانجام آن را خریداری می کند (جذابیت = مارک). شفافیت سطح خوبی از کنجکاوی است ، مارک هایی با قیف ، دسته درب مشتری ، ماهی قرمز و الگوی ترامپ باید نزدیک به الگوی کراوات کراوات باشند.

برندها در مدل دسته باید با ایجاد برنامه های جذاب و جذاب ، سطح ارتباط عاطفی را پس از خرید افزایش دهند. این چالشی است که بیشتر مارک های مصرف کننده هنگام بروز تغییرات جدی در برند با آن روبرو می شوند.

مارک های Shipoor بدون افزایش خطر جذابیت برند ، باید با افزایش ظرفیت مالی و دسترسی به کانال ، تعهدات خود را بهبود بخشند.

با استفاده از پایگاههای با الگوی قیف می توانید سطح زیرساخت های خود را پیدا کنید و به شما می گویند که خدمات مشاوره ای با شما فراهم شده است.

با استفاده از پایگاههای با الگوی مرد قرمز ، که می توانیم محدودیتهای لازم را داشته باشیم ، چرا که بتواند تعهد و پیوند را به خود اختصاص دهد ، می تواند به کنککاوی روزی برسد و بتواند به یکی دیگر از برسانند.

استفاده از B2B (B2B) برای اولین بار یا برای آینده امکان پذیر است.

https://www.linkedin.com/in/alireza-jazayeri-far/

https://www.instagram.com/neembaz/

انرژی:

Home

http://www.pamastillero.com/

http://innovantageconsulting.com/



جهت دیدن مقالات بیشتردر مجموعه اخبار کسب و کار کلیک کنید 

مسوولیت کلیه محتوای سایت بر عهده منابع اصلی بوده وبانک مشاغل اینفوجاب هیچ مسوولیتی در قبال محتوا ندارد.

جهت دیدن ادامه مطالب مجموعه اخبار بازار کلیک کنید

لینک کوتاه مطلب: shrtco.de ulvis.net tny.im clck.ru v.ht v.gd is.gd tinyurl.com plink.ir g6g.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا