فیلم و هنر

نقد فیلم Spencer – آیا فیلم می‌تواند ما را با پرنسس دایانا به خوبی آشنا کند؟

اسپنسر فیلمی محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی پابلو لارین است. این فیلم توسط استیون نایت نوشته شده است. بنابراین هیچ ایرادی به متن اصلی داستان وارد نمی شود. نوع فیلم را می توان درام روانی توصیف کرد. گرچه در منابع دیگر، موضوع زندگینامه در آن توضیح داده شده است، اما به هیچ وجه نمی تواند داستان زندگی را بیان کند و کاستی های زیادی را تحمل کند. این فیلم نقد خوبی از سوی منتقدان و جشنواره فیلم ونیز دریافت کرد. کریستین استوارت با بازی قدرتمند خود می تواند پاداشی کسب کند.

این فیلم به بخش های کوچکی از زندگی پرنسس دایانا می پردازد. دایانا برای جشن سال نو به کاخ سلطنتی می رود. زمانی که رابطه بین دایانا و شاهزاده چارلز سرد شد. فیلمساز تنها این سه روز را نشان می دهد و حاضر نیست مخاطب را با شخصیت دایانا بیگانه کند. در کل در این فیلم فقط با شخصیت روانی دایانا آشنا می شویم. شخصیتی با توانایی بالایی در معرفی خود به مخاطبان سینما.

فیلم با نمایی طولانی از زمین حاصلخیز و تعدادی ماشین که در اعماق کادر می گذرند آغاز می شود. استفاده از لنز مخصوص برای تغییر کنتراست و رنگ تصویر در سکانس اول فیلم ما را به یاد اسنادی می اندازد که در دو دهه اخیر و بیشتر درباره دیانا ساخته شده اند. سپس دوربین دوباره با موقعیت دائمی خود از آشپزخانه قصر شروع می شود. سربازان با جعبه هایی که قرار بود حاوی توپ های تانک باشد وارد شدند.

نظم خاص و فضای آرام و نوشته های مهم در آشپزخانه نشان دهنده قدرت خانواده سلطنتی است. در صحنه بعدی دیانا را در حال رانندگی به سمت قصر می بینیم. برخلاف سایر اعضای خانواده سلطنتی، او به تنهایی با ماشین خود می آید. با رسیدن دیگران به قصر، دیانا راه خود را گم می کند و در نهایت آن را پیدا می کند. جایی نزدیک خانه پدرش، خانواده اسپنسر. بالاخره به قصر می رسد و برخلاف بقیه جشنی برپا نمی شود.

یک نیم‌ساخت داخل کاخ نشان می‌دهد که دیانا خفه و زندانی شده است. آداب و رسوم عجیبی نیز در طول فیلم معرفی شده است. دیانا در اوایل ورودش با پسرانش ویلیام و هری ملاقات می کند. شکایت های دایانا شروع می شود. از ابتدای فیلم، سرزمین های عجیب دیانا فاش شده است. درگیری ها همیشه بی دلیل اتفاق می افتد و این موضوع تا پایان فیلم حل نشده باقی می ماند. پرسش ها و رفتارهایی که نیاز به بخشش دارند.

پس از چند نمایش که مخاطب را به احساسات دایانا نزدیک کرد، سرانجام او را پشت میزی در کنار خانواده سلطنتی می بینیم. گردنبندی که دوست دختر سابقش به شاهزاده چارلز داده است اکنون باید دور گردن دایانا باشد. تمام رفتارهای دایانا برای توجیه این موضوع روی میز گذاشته شده است. این کافی نیست. به طور کلی، فیلم شورش دایانا علیه ملکه را نشان می دهد. بدون اینکه چنین رفتاری از طرف ملکه ببینیم تا احساسات دایانا برای ما قابل درک باشد.

این یک نقص بزرگ در فیلم است. به نظر می رسد دایانا در ذهن او زندگی می کند و به نظر می رسد فیلمساز علاقه ای به نشان دادن آنچه که برای دیانا دارد به وضوح نشان نمی دهد. فیلم باید دایانا و ملکه را بگیرد. و فیلمساز فقط با دایانا جلو می رود و هیچ حماقتی از سوی ملکه به تماشاگران نشان داده نمی شود. بنابراین بزرگترین نقطه عطف فیلم عدم پرداخت اتهام از سوی دایانا و ملکه است. همچنین شیمی بین دایانا و فرزندانش به خوبی برقرار نیست و دو شخصیت ویلیام و هنری کاملاً بی فایده هستند.

شخصیتی به نام مگی در فیلم وجود دارد که وظیفه او انجام کارهای دایانا است. رابطه دایانا با او آنقدر نزدیک است که فقط مگی از تمام رازهای او مطلع است. سپس مگی را از قصر بیرون می کنند و دایانا تا انتها او را دنبال می کند. مگی همه را می بیند. یک روز صبح مگی روی تخت نشسته است و سوال دایانا این است که آیا این درست است؟ با این تعبیر مگی در ذهن دایانا است. فیلم تا پایان دورانش قدرت روایت داستان را ندارد.

بنابراین فیلم یک اثر هنری ذهنی است که اصلاً نیازی به داستان سرایی ندارد. بازی کریستین استوارت، اگرچه با دیانا همخوانی ندارد، اما از برخی جهات رفتار او شبیه دیانا است. او نگران است و دایانا افسرده تحت استرس است. او در فریب های خود آن بولین را می بیند. و متوجه می شود که داستان زندگی او همان داستان زندگی اوست. در خانه پدرش، دایانا سعی می کند خودکشی کند و روح بولین او را نجات می دهد. در اینجا نیز نظریه آن بولی برای مخاطب مبهم باقی می ماند.

Laraine کار بزرگی برای ایجاد نتایج ملموس انجام داده است. تصاویری تار که دنیای فریبنده و خفه کننده دایانا را بیشتر نمایان می کند. موسیقی شگفت انگیز جانی گرینوود نیز ستودنی است. حرکت دوربین کلر در روزهای سخت دیانا با نتیجه خوب باقی می ماند. در کل فیلم هیچ محدودیت فنی ندارد. اما بهتر بود لارین کمی به زندگی دایانا توجه می کرد و این نکات هنری خوب بود. این روایت سه روزه نه تنها مخاطب را با شاهزاده خانم های ناآشنا آشنا می کند، بلکه در قسمت هایی از فیلم بیننده را گمراه می کند.

گروه فیلمبرداری نیز یکی از نقاط قوت آن است. در کنار کریستین استوارت، برخی از بازیگران اگرچه مدت زیادی جلوی دوربین نبودند، اما بازی بسیار خوبی ارائه کردند. فیلمنامه امتیاز تدوین زیادی ندارد و به نقشه های گیج کننده و فریبنده فراوان دایانا محدود می شود. فیلم زیاد مخاطب را تحت تاثیر قرار نمی دهد و جذابیت بصری در متن و جذابیت تفسیری بیشتر است. به نظر می‌رسد این فیلم می‌تواند در جشنواره‌های تئاتر جایزه بگیرد و لباس‌ها را طراحی کند. در حوزه اجتماعی و سیاسی حتما نارضایتی وجود خواهد داشت. که ممکن است بر جوایز دیگر تأثیر بگذارد.

در نهایت باید یک خلاصه کلی از فیلم کرد. این فیلم نتوانست دیانا را به مخاطب معرفی کند. کاری که قدرت اندازه گیری کافی ندارد. دایانا که با دیانای سرشناس تفاوت زیادی دارد و فقط جلوی دوربین پاپاراتزی ها جذابیت خاصی دارد. مشکلات حل نشده باقی می مانند و تصویر فاجعه نمایش داده نمی شود. صحنه ای که ملکه را به تصویر می کشد کوتاه و بی ربط است اگر به نظر نمی رسد که غیبت او در روند فیلم تغییر چندانی نکرده باشد.

در قسمت نظرات حتما نظر خود را در مورد این مطلب و این فیلم بنویسید.

نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا