بازاریابی

دفتر مدیریت پروژه نتایج بهتری در بازاریابی ارائه می دهد

بسیاری از مردم بر این باورند که دقت و کنترل مدیریت پروژه با اشکال خلاقانه بازاریابی مانند روغن و آب مخلوط شده است. در حالی که انجام آن عملی است ، پس از ایجاد عادت ، نه تنها رابطه م workثر است ، بلکه اثربخشی بازاریابی نیز بهبود می یابد. هرچه تعداد کانال ها بیشتر باشد: تلویزیون ، رادیو ، رسانه های چاپی و دیجیتال و هرچه میزان نوآوری خلاقانه بیشتر باشد ، سود بیشتری نیز خواهد داشت. در بازاریابی ، رسانه و تبلیغات ، روش کوکی برش مدیریت پروژه کارایی ندارد. باید راه بهتری وجود داشته باشد!

شرکت ها اغلب برای مدیریت پروژه های بزرگ یا پیچیده یا گران قیمت ، یک دفتر مدیریت برنامه (PMO) ایجاد می کنند. تفاوت بین برنامه آفیس و مدیریت برنامه آفیس باقی مانده است که به طور متفاوتی بحث شود. بودجه بازاریابی در برخی موارد بخش عمده ای از بودجه عملیاتی شرکت را نشان می دهد. به طور کلی ، یک استراتژی بازاریابی ممکن است نیاز به هماهنگی پیچیده بین چندین آژانس و کانال داشته باشد. بنابراین ، بازاریابی یک کاندید منطقی برای PMO ها است. متأسفانه ، بخش بازاریابی غالباً رویکرد کامل دقیق پروژه های توصیف شده در انستیتوی مدیریت پروژه (PMI) را بیش از حد ساختار یافته برای پشتیبانی از روند خلاقیت می داند. همچنین ، بسیاری از شرکت های خرده فروشی معتقدند که فرآیند PMI برای توانایی تغییر سریع بازار نیاز به سربار زیادی دارد. راه حل این است که از روشی استفاده شود که قدرت و قابلیت را متعادل کند و در عین حال دید لازم را در مورد موقعیت و کنترل پروژه های بازاریابی که فقط از با ارزش ترین عناصر فرآیند استفاده می کنند ، داشته باشد.

PMI یک سازمان آموزش و مدیریت مدیریت پروژه بزرگ است. PMI’s Professional Project Management (PMP) تنها گواهینامه ای است که در اختیار مدیران پروژه قرار دارد و یک فرم معتبر پذیرفته شده و پذیرفته شده است. تعداد زیادی از مدیران پروژه های دارای مجوز PMI بیشتر برنامه ها یا دفتر مدیریت پروژه (PMO) را تشویق می کنند تا از رویه PMI تاسیس شده پیروی کنند. تبلیغات ارائه شده توسط PMI بدون توجه به بخش یا صنعت ، به یک مدل و رویکرد مشابه منجر می شود. در حالی که این شباهت کارکنان و مسائل آموزشی را ساده می کند ، اما به عنوان مثال مناسب بودن در پروژه های فناوری اطلاعات ، استانداردهای لازم را برای بازاریابی و تبلیغات تعیین نمی کند. تأیید PMI فقط یک شاخص از توانایی مدیریت پروژه در یک شخص است. یک مدیر پروژه بازاریابی برای مدیریت موثر یک پروژه بازاریابی یا استقرار PM بازاریابی به بیش از مهارتهای مدیریت پروژه نیاز دارد. مدیران پروژه باید در مدیریت چندین جریان کاری در یک محیط سریع ، که نیروهای بازار می توانند و اغلب تغییرات ناگهانی را در دوره تعیین می کنند ، مهارت داشته باشند. روش های مدیریت پروژه نمی توانند روند بازاریابی را کند کنند.

راه اندازی PMO در مشاغل نوعی چالش منحصر به فرد است که نیاز به رویکردی خلاقانه دارد. موفقیت PMO مستلزم درک عمیق مدیران مدیریت پروژه است. تجربه ایجاد تعادل بین نحوه مدیریت یک پروژه تعیین شده و جلوگیری از ایجاد اختلال در توسعه خلاق ضروری است. روش صحیح راه اندازی PMO تجاری بر موارد زیر تأکید دارد:

· فرآیندهای کافی برای حفظ دید مالی و موقعیت های رهبری را از طریق مدیر ارشد بازاریابی (CMO) و مقامات عالیه فراهم کنید

· ایجاد تبلیغات تعاملی برای بهبود هماهنگی بازاریابی مارک تجاری از طریق کانال های بازاریابی یکپارچه که مشتریان و مصرف کنندگان را به خرید کالاها و خدمات ترغیب می کند

· قراردادهایی متناسب با اهداف و نیازهای خاص مشتریان خاص ما و به طور مداوم خدمات استثنایی ارائه می دهند

به نظر من استفاده از روش PMO متناسب با نیازهای خاص بخش بازاریابی ارزش بیشتری نسبت به اعداد ذکر شده در بالا دارد. این از نظر سازمان متفاوت خواهد بود اما معمولاً شامل موارد زیر است:

· اعتماد به نفس مدیریت عالی راه حل است. طرفداران و تصمیم گیرندگان پروژه باید باور داشته باشند که مسیر خلاقیت قبل از انجام آن خوب است. صرف نظر از رویکرد خلاقانه خاص ، وقتی مدیران برند و سایر سهامداران اصلی در بررسی دقیق مسائل مربوط به فرآیند انتخاب نقش دارند ، مدیریت ارشد اطمینان بیشتری خواهد داشت.

· تنظیم شرکت کنندگان. با ایجاد یک هماهنگی چند رویدادی و ارائه تریبونی برای مشارکت همه شرکت کنندگان ، آنها از روند تغییر ایده ها در مورد محتوای نام تجاری ، بازاریابی و اجرای موثر در بازار مطلع می شوند.

· بهبود عملکرد راه اندازی تجهیزات تجاری اغلب به تلاش زیادی نیاز دارد. رویدادهای برنامه ریزی شده ای مانند کنفرانس های فروش ، عرضه محصولات جدید ، رویدادهای ورزشی ، کنسرت ها و غیره که نیاز به تجهیزات موجود در یک زمان خاص دارند ، مورد بحث قرار می گیرد. PMO طرحی را ارائه می دهد که بالاترین کیفیت تجهیزات را بدون خرابی و کیفیت پایین در تقارن لحظه آخر فراهم می کند. من شرایطی را دیده ام که وقت قابل توجهی برای برقراری ارتباط با مشتریان نداشته ام ، یا به دلیل نقص در روند برنامه ریزی ، با محتوای ناچیز روبرو شده ام.

· بهبود اثربخشی بازاریابی. من این وضعیت را دیده ام که پس از راه اندازی PMO ، تیم فروش با بهبود ارتباطات در کانال کلاس و تنوع پیام متمرکز بر مشتری ، قادر به کاهش فروش بوده و رشد چشمگیری را به ارمغان می آورد.

هنگامی که تمام بخشهای شما در تیم بازاریابی شما با یک برنامه منظم در جهت یک هدف مشترک کار می کنند ، می دانید PMO شما کار می کند. شما قادر خواهید بود مارک خود را به طور مداوم در همه کانال ها نشان دهید و تلاش های شما فروش را افزایش می دهد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا