فیلم و هنر

جزئیات درگذشت گیتی افروز رئوفی همسر جمشید مشایخی+ بیوگرافی

بر اساس گزارش ها عنوان؛ مهرتاش مهدوی دوست و نزدیک جمشید مشایخی (بازیگر فقید) این خبر را تایید کرد.

علت فوت همسر جمشید مشایخی

همسر جمشید مشایخی که چند ماه پیش به همراه پسرش نادر مشایخی دچار سکته قلبی شده بود، از این بیماری بهبود یافت اما در هفته های اخیر به دلیل ناراحتی قلبی در بیمارستان بستری شد و درگذشت.

جمشید مشایخی همیشه از پایبندی و عشقش به همسرش می گفت.

این بازیگر پیشکسوت در 13 فروردین 1377 درگذشت.

جمشید مشایخی از بازیگران و پیشکسوتان پیشکسوت ایران و اعضای خانواده وی صنعتگران است.

او در سال 1336 نزد پسر عمویش بود گیتی افروز رئوفی او ازدواج کرد و حاصل ازدواج آنها سه فرزند دو پسر و یک دختر است. نادر و سام و نغمه فرزندان آنها هستند.

پست های مرتبط:

زندگی گیتی افروز رئوفی همسر جمشید مشایخی

زندگی گیتی افروز رئوفی همسر جمشید مشایخی
زندگی گیتی افروز رئوفی همسر جمشید مشایخی

وی متولد 1315 در شهر قزوین بود و در رشته طبیعی و خانه داری تحصیل کرد و توانست در هر دو رشته فوق لیسانس بگیرد.

پدر گیتی افروز رئوفی پلیس بود و در کودکی به همراه خانواده به تهران آمد.

او در دبیرستان پروین اعتصامی تحصیل کرد

به گفته خودش پدرش مردی سختگیر و با غیرت بود و او را تنها بیرون نمی گذاشت و می گفت اگر کاری داری به من یا برادرت گرشا بگو با تو برویم.

ماجرای ازدواج گیتی رئوفی و ​​جمشید مشایخی

زندگی گیتی افروز رئوفی همسر جمشید مشایخی است که پیوندهای خانوادگی او پسر عموی اوست.

ماجرای ازدواج آنها در برنامه دورهمی توسط مهران مدیری گفته شد

نحوه آشنایی با دختر خاله را برای جمشید مشایخی تعریف می کند، در سال 1336 با برادرم به خانه عمه ام رفتیم و در آنجا برای اولین بار عاشق گیتی افروز رئوفی شدم و یک کرم و یک شاخه گل سفید ضبط کردیم.

جمشید مشایخی در برنامه دورهمی می گفت: «به خاطر مشکل فنی زیاد از خانه بیرون می رفتم و باید بازی می کردند، خانه همیشه زیر نظر همسرم بود.

اگر موفق شوم بدون شک مورد حمایت همسرم هستم و او برای من و فرزندانم زحمات زیادی کشیده است.

لازم به ذکر است که آقای مشایخی عصر روز 13 فروردین 1388 در بیمارستان درگذشت.

پدرم پلیس بود. پدرم مردی سرسخت و دیوانه بود. یک روز پدرم از سر کار در کلانتری به خانه آمد و به محض شنیدن صدای خنده من در ده سالگی به شدت عصبانی شد و گفت: «هیچ زن و دختری از خانه بیرون نرود. گمشو.

جمشید مشایخی او پسردایی من است. من نمی خواستم با جمشید ازدواج کنم، معتقد بودم او در آینده همسر خوبی برای من نخواهد بود.

یک روز جمشید از برادرش خواستگاری کرد و روز بعد با مادر و خواهرهایش آمد روز بعد با پدرش رفت و روز بعد با خاله آمد اما چقدر اشتباه کردم نمی خواستم با او ازدواج کنم، چون همه کارها کسی که امروز بالغ است، در آن روزها 24 سال داشت. همسرم معلم بود و معلم خوبی در زندگی بود. من همیشه بر این باور بودم که قلب انسان باید یک انسان را بکوبد.

آنچه برخی در حال یادگیری هستند:

گردآورنده: علیرضا یوسفی

نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا