فیلم و هنر

تابش نور به دالان سیاه / فیلم «گری هاوند»؛ یک تصویر ماندگار از فرماندهانِ قهرمان جنگ جهانی دوم

مجله تجربه ، معاون مازیار

تیتراژ ابتدایی تیتراژ فیلم ، نام تام هنکس به عنوان فیلمنامه نویس و تهیه کننده مشترک است و نشان می دهد که پروژه گری هاند پروژه ای برای وی است که دلایلی فراتر از حضور او دارد. تا انتها یک افسر پلیس میانسال آمریکایی مامور به رهبری بندری در لیورپول شد تا گروهی از کشتی های نیروی دریایی حامل سلاح و تجهیزات را رهبری کند. عبور از منطقه ای خطرناک به نام “کریدور سیاه” که توسط زیردریایی های آلمانی منتظر آن بود. با این چند جمله و ایده ای که بیننده با تماشای چند دقیقه ابتدایی فیلم به دست می آورد ، واضح است که ما به دنبال تأثیر جدی نیستیم و فیلمسازان فاصله هیجان بزرگ را با صحنه های جالب جنگ و بله پر خواهند کرد. ، پس از اتمام ، به نظر می رسد

این فیلم در ابتدای داستان خیلی دیر نیست و پس از یک اشتباه کوتاه تا دو ماه پیش ، برای تکمیل پازل شخصیت (کاپیتان گری هوند) به عنوان یک رابطه آرام و فداکار خانوادگی و احساسی در درام و سکانس های کوتاه درون با ویژگی های مردم عادی این گروه مانند آموزشهای کاربردی انجیل خشک ، عمیق و معرفی شده تفاوت چشمگیری دارد.

پس از این توصیف مختصر ، فیلم از زیردریایی های آلمانی از دقیقه هشتم تا انتها سفری دشوار و بی پایان را آغاز کرد و در تماس های رادیویی خود را “گرگ گله” نامید. چهارده دقیقه اول هشتاد دقیقه فیلم بسیار دراماتیک و فریبنده است ، یک وضعیت جنگی دشوار بر اساس یک دستور رزمناو در مقابل زیردریایی مهاجم آلمانی ، در حال حرکت به سمت کاپیتان گری هاند ، با خدمه پایین تر ، فرماندهی او بیشتر دشوار؛ یک سکانس طولانی اما درهم تنیده که برای بیننده خسته کننده به نظر می رسد ، بدون پر شدن از دستورالعمل های مکرر از خط خنک خون برای گردش به چپ و راست ، تغییر سرعت کشتی ، زاویه ها و زوایای تکراری و رونمایی از زیردریایی تا آخرین دقیقه ، هاند و او خدمه در طول یک زیردریایی ، همه آنها به مجموعه ای از قسمتهای به هم پیوسته / به هم پیوسته تقسیم می شوند. اما نکته جالب این است که پایان یک سکانس واقعاً جالب با پایان بخش مهمی از جذابیت کار و آغاز یک دوره طولانی تکرار خسته کننده همراه است. در پایان یک سفر دریایی ، دیگری ، بدون با توجه به انواع مختلف مواد تقلیدی

اگر بخواهیم بر اساس نظریه قدیمی نمایش قضاوت کنیم ، پس از همان دوره درگیری ، پانزده دقیقه اول آن نوع تعلیق (به دلیل خطر حمله آلمان در هر یک از چهار جهت جغرافیایی) و آن نوع تعارض بر اساس نظم لحظه ای و تغییر بی وقفه. در وسط تصمیمات بر اساس اطلاعات بدست آمده از رادار و بی سیم دیگر معتبر نیست و برای برقراری ارتباط بیننده کافی نیست. در طول فیلم ، بیننده منتظر اتفاقی است. پانزده ، به نظر می رسد این ضعف کار را می توان در نظر گرفت او تام هنکس را ترک کرد ، زیرا جدا از نوشتن نمایشنامه برخی فیلم ها سه ، از جمله آنچه شما انجام می دهید. در 1996 نوشت و رهبری کرد ، نویسنده تمام وقت نیست ، و مطمئناً بیشتر با نوشتن و پرداخت مت N نیاز است. از سوی دیگر ، واضح است که کارگردان جوان تحت تأثیر شخصیت هنکس به عنوان نویسنده ، بازیگر اصلی و تهیه کننده قرار گرفته است و نمی تواند از ایده های خود برای کاهش این وضعیت مکرر در بیشتر موارد استفاده کند.

این فیلم همچنین دارای جزئیات فوق العاده ای است که ارزش دیدن ندارد ، سرآشپزی که نگران رئیس گرسنه فیلم است ، اما گری هوند به دلیل فوریت ادامه فیلم ، فرصتی برای خوردن سرآشپزهای سیاه پخته ندارد. نبرد و عدم تمایل برای رفتن به جایی در فیلم به زبان کاپیتان است و به نوعی تنوع و مذهب / شخصیت او را تأیید می کند ، به طوری که تصویر دائمی دیگری از نقش قهرمانان جنگ جهانی دوم توسط نقش سخاوتمندانه تام هنکس در تئاتر ما نوشته شده است. حافظه

این فیلم را در تجربه ببینید

نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا