اخبار بازار

برنامه ریزی دقیق تر در سال 6.

همانطور که می دانیم در دنیای امروز که ما در زمینه های مختلف شاهد تحولات عظیمی هستیم ، اجرای هوشمند دیگر یک ارزش و یک ضرورت نیست ، چه در تجارت و چه در زندگی شخصی ، برای دستیابی و حفظ آن. بقیه باهوش تر کار کرد هدف قرار دادن روش SMARTER روش بهتری برای هوشمند سازی بیشتر است.

تکینگی منحصر به فرد در زمینه های مختلف از جمله فناوری ، اقتصاد ، فرهنگ ، آموزش ، سیاست و حتی سلامت فرضیه ای است که پیش بینی می کند سرعت تغییر علم و هوش مصنوعی ، اقتصاد و بسیار بیشتر از هوش انسانی است و چالش های مهمی را ایجاد می کند. برای او غیرقابل پیش بینی خواهد بود و فرضیاتی که مطرح می شود ، می تواند سنت ها و حتی نژاد بشر را از بین ببرد. به عنوان مثال پدیده عجیب کرونا یکی ساخته شده توسط انسان است ، جایی که توسط سازندگانش از کنترل خارج می شود و بر کل جهان و مسائل پیرامون آن تأثیر می گذارد.

با توجه به این مسائل ، هوش انسانی دیگر قادر به درک پدیده های نوظهور نیست و افراد و مشاغل می توانند خود را برای موقعیت های غیر منتظره آماده کنند باهوش تر بقیه

عدم اطمینان پدیده های مختلف به ما هشدار می دهد که اگر خود را برای آنچه اتفاق می افتد آماده نکنیم نابود خواهیم شد. مانند دایناسورها که نتوانستند با شرایط موجود در کره زمین سازگار شوند و فرزندان آنها گم شوند.

اما با همه این تفاسیر ، چگونه می توانیم SMARTER یا به اصطلاح باهوش تر (تمرکز SMARTER) کار کنیم؟

Smart Target Management یا SMART نخستین بار توسط پیتر دراکر معرفی شد و بسیاری از خوانندگان با آن آشنا هستند. اما بد نیست که به طور خلاصه به آن نگاه کنیم و سپس عاقلانه درباره آن بحث کنیم.

قبل از توصیف مدل باهوش تر ، بد نیست بدانید که در انگلیسی چه کلماتی استفاده می شود و تفاوت های آنها چیست؟

در فارسی همه کلمات هدف ، عینیت ، جاه طلبی ، هدف ، هدف و هدف همه معانی هستند! اما تفاوت آنها چیست ؟!

  • هدف: اهداف کوتاه مدت را شامل می شود. به عنوان مثال ، اهداف کوتاه مدت مانند فروش در مناطق خاص یا مناطق کوچکتر مانند هفتگی یا ماهانه باید در نظر گرفته شود که در مدت یک سال به 5 درصد افزایش در فروش برسیم. درست مانند وقتی که یک غذای کباب پز می خورید ، باید آن را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید ، و خوردن هر قاشق کباب کردن فقط یک هدف کوتاه مدت برای رسیدن به یک هدف میان مدت مانند آرام بخش ، لذت خوردن غذا یا پایان دادن به غذا است.
  • اهداف: اهداف بلند مدت را شامل می شود. به عنوان مثال ، میل به فتح قله دماوند می تواند برای ما یک هدف بلند مدت یا میان مدت باشد. در اینجا ممکن است به اهداف حتی بزرگتری مانند تسخیر اورست یا اشغال تقاضا در مدت زمان کوتاهتر از آنچه قبلاً برنامه ریزی کرده بودیم ، برسیم.
  • مقصد: این چیزی است که ما در حال دستیابی به آن هستیم. به عنوان مثال ، چه بخواهیم به قله دماوند برسیم و چه به ایستگاه های ابتدایی ، از نظر توانایی های ما مشخص می شود.
  • هدف: از جمله مقصد نهایی ما به عنوان مثال ، در فتح قله می خواهم قله های زیادی را فتح کنم تا به بزرگترین یا سریعترین کوهنورد ملی یا بین المللی تبدیل شوم. یا در یک فصل فوتبال ، اگر بخواهیم مثال بزنیم ، یک برد یا یک بازی ممکن است عینی باشد ، هدف می تواند ماندن در جمع چهار نفر برتر و قهرمانی در جام قهرمانان قاره و کسب فینال باشد. سعی کنید تیم فوتبال باشید.
  • هدف: مطمئناً باید یک دلیل و انگیزه برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت وجود داشته باشد. به عنوان مثال ، مسابقات کوهستانی من باعث افتخار خانواده و جامعه من خواهد شد. رسیدن به این افتخار واقعاً دلیل و انگیزه است.
  • جاه طلبی: ایجاد انگیزه یک تلاش بزرگ است که معمولاً به یک دلیل حتی غیر منطقی انجام می شود. اینکه فرهاد کوه را شیرین تر می کند دلیل غیر منطقی برای حفر کوه و آن عشق برای رسیدن به معشوق است.

اما طبق مدل هوشمند پیتر دراکر ، هر هدفی باید هوشمندانه باشد و شامل ویژگی های زیر باشد که در قلب کلمه SMART قرار دارد.

این کلمات چیست؟

سخاص ، مآسان ، الفقابل خریداری است ، رنخبه گرایانه ، ت.ذغال سنگ نارس من

بد نیست توضیحات مفصلی را بر اساس اقدامات هوشمندانه یا باهوش تر انجام دهید (هدف گذاری دقیق تر).

  • مشخص: یعنی هدف ما باید واضح باشد ، به عنوان مثال ، اگر هدف ما افزایش فروش است ، باید مشخص شود که در چه حدی ، کجا و در چه کالایی و چه کسی و چرا باید این فروش ساخته و افزایش یابد.
  • حس می کند: یعنی هدف باید ملموس و قابل درک باشد.
  • قابل اندازه گیری: یعنی هدف باید اندازه گیری شود. به عنوان مثال ، اگر فروش خود را در عرض یک سال ضرب کنیم ، باید هر ماه و حتی هفتگی افزایش یا کاهش را اندازه بگیریم و به جلو حرکت کنیم تا بتوانیم بهتر هدف نهایی را برنامه ریزی کنیم.
  • انگیزه ها: یعنی هدف باید انگیزه بخش باشد. به عنوان مثال ، در رشد فروش ، تیم فروش و بازاریابی باید انگیزه لازم را برای حرکت به جلو داشته باشند.
  • (موجود: یعنی هدف باید دست یافتنی بود. به عنوان مثال ، ما نمی توانیم بیشتر از ظرفیت تولید Target بفروشیم.
  • توافق کردند: یعنی باید هدفی حاصل می شد ، ابتدا توسط خودمان و سپس تیم مدیریت این تیم را به هدف نزدیک می کرد.
  • واقع گرایانه و معقول: یعنی هدف واقع گرایانه بود. به عنوان مثال ، یک 5 ساله دیگر نمی تواند یک فوتبالیست حرفه ای را هدف قرار دهد!
  • پاسخ: یعنی باید منابع لازم برای رسیدن به هدف را داشته باشیم. در مثال رشد فروش ، ما باید یک تیم موفق و حرفه ای باشیم ، یک بانک اطلاعاتی خوب از منابع معنوی و هزینه هایی مانند تبلیغات به عنوان منابع اساسی برای رسیدن به هدف!
  • زمان محدود: محدودیت زمانی یکی از معیارهای مهم برای هدف گذاری است. یعنی رسیدن به هدف در زمان معینی.
  • زمان و هزینه محدود: از آنجا که همیشه مقدار محدودی از منابع مادی و معنوی وجود دارد ، هزینه ها باید در کنار محدودیت زمانی در نظر گرفته شوند.
  • ارزش: علاوه بر قابل اندازه گیری ، هدف باید اندازه گیری شود.
  • من: هدف باید اخلاقی باشد. برای دستیابی به موفقیت پایدار ، ابتدا باید اخلاق مورد توجه قرار گیرد. قرار دادن افراد دیگر برای رسیدن به هدف ممکن است به ما در رسیدن به اهدافمان کمک کند ، اما ممکن است هدف پایدار نباشد.
  • پاداش: پاداش های کوچک باعث ایجاد انگیزه در خود یا تیم مدیریت می شود. در اینجا می توانید از تکنیک گلوله برفی یا جوایز اندک تیم استفاده کنید. در رشد شخصی ما نیز باید پس از دستیابی به موفقیتهای کوچک ، به خودمان پاداش های کوچک بدهیم تا بتوانیم انگیزه ادامه کار را بدست آوریم. این گلوله ها به آرامی از بالای قله پایین می آیند و در نهایت بیشتر و بیشتر می شوند تا به هدف نهایی خود برسیم.
  • بازآفرینی: با توجه به تغییرات عجیب و غریب در دنیای امروز ، ما باید در هر لحظه بتوانیم آن مقصد را بازسازی کنیم.

تاکنون با اهداف و تمرکز هوشمندانه متنوعی روبرو شده ایم. اما باید بدانیم که رسیدن به هدف مستلزم برنامه ریزی ، اجرای استراتژی و استفاده از تاکتیک های مناسب است. در اینجا باید چارچوب GOST را که در مقاله های قبلی با جزئیات صحبت کردیم ، بدانید.

چارچوب GOST چیست؟

در پایان ، بد نیست بدانید که اگر می دانید کدام راه را باید طی کنید و چه کاری انجام دهید ، در واقع برنامه ای دارید.

اگر می دانید چه کاری انجام ندهید ، یک استراتژی دارید. و اگر هردو را شامل شوید ، در واقع یک برنامه استراتژی هستید.

این را نیز باید به خاطر داشت چرخه PDCA یا چرخه Deming ، اگرچه روشی قدیمی برای بهبود مداوم است ، اما می تواند در هدفمندی ما مؤثر باشد.

PDCA از ابتدا برنامه ، انجام ، بررسی و عمل کنید این به معنای برنامه ریزی ، انجام ، آزمایش و عمل است.

نویسنده:

جهت دیدن مقالات بیشتردر مجموعه اخبار کسب و کار کلیک کنید 

مسوولیت کلیه محتوای سایت بر عهده منابع اصلی بوده وبانک مشاغل اینفوجاب هیچ مسوولیتی در قبال محتوا ندارد.

جهت دیدن ادامه مطالب مجموعه اخبار بازار کلیک کنید

لینک کوتاه مطلب: shrtco.de ulvis.net tny.im clck.ru v.ht v.gd is.gd tinyurl.com plink.ir g6g.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا