بازاریابی

آیا شما یک شرکت هوشمند اداره می کنید یا یک شرکت احمق؟

بیز ویز و دوست عزیز

وقتی صحبت از آموزش بازاریابی به میان می‌آید، چشم‌هایم را به جاده می‌اندازم، به‌ویژه اگر بدانم از یک منبع قابل اعتماد است. لازم نیست به شما بگویم که این روزها بسیاری از گوروهای “خودخوانده” وجود دارند که به عنوان کپی رایتر، کارشناسان بازاریابی و مشاور ظاهر می شوند.

مواظب باشید زیرا با توصیه این افراد شرور گران قیمت خواهید پرداخت. به من اعتماد کن که این را می گویم زیرا از مدرسه ضربات سخت یاد گرفته ام – و هرجا که مهم است دردناک است

… در جیب!

هر کسی. شغل شماره یک من کمک به رشد کسب و کار شماست. من مانند یک حرفه ای فروش که با پورسانت کار می کند، از نتایجی که برای شما می آورم حقوق دریافت می کنم. با این گفته، من تمام تلاشم را می‌کنم تا اطلاعات معتبر و آزمایش‌شده میدانی را برای شما به ارمغان بیاورم که بتوانید از آنها برای افزایش سود خود استفاده کنید.

بنابراین، بیایید کراکین کنیم.

شغل شماره یک شما باید تبدیل شدن به یک شرکت هوشمند باشد نه یک شرکت احمق. و اولین قدم دریافت مشاوره صحیح در مورد چگونگی تبدیل شدن به یک شرکت هوشمند است.

بنابراین اجازه دهید داستان کوچکی را که سال‌ها پیش خوانده‌ام و تا حدودی به این موضوع می‌تابد به اشتراک بگذارم.

سال ها پیش، یک شرکت کوچک کوچک در یک دوره سه ساله به یک شرکت بزرگ تبدیل شد. با بیش از 120000 مشتری پرداخت کننده، اوضاع به خوبی پیش می رفت.

فروش و سود زمانی که از طریق سقف و شرکت یکی از بزرگترین در صنعت خود شد.

سپس مالک تصمیم گرفت که می‌خواهد نقدینگی کند و ماشین سود روغن‌کاری شده خود را بفروشد و از دوران بازنشستگی خود لذت ببرد.

او با کمک مرد بازاریابی هوشمند خود می‌تواند خریداران بالقوه‌ای را جذب کند که در نهایت دلار بالایی پرداخت کردند.

همانطور که مشخص شد، سه خریدار این ماشین سود کوچک شیرین در واقع Rhodes Scholar با مدرک شلواری فانتزی از دانشگاه آکسفورد بودند … قدرت مغز بسیار زیاد …

یا شما فکر می کنید

علی‌رغم تمام آموزش‌های رسمی که مالکان جدید جمع‌آوری کردند، در عرض چند روز پس از امضای اسناد ثابت کردند که کاملاً احمق هستند.

اولین سفارش آنها تشکیل یک کمیته اجرایی متشکل از مالکان جدید بود که مملو از یک مدیر عامل، مدیر مالی و یک مدیر کل بود که هیچ یک از آنها چیزی در مورد بازاریابی نمی دانستند.

بهتر می شود. تیم بازاریابی کرکرجک به زودی تحت بوروکراسی “کمیته اجرایی” جدید قرار گرفت.

تمام افراد کلیدی بازاریابی با شرکت در جلسات بی‌پایان یک روزه، تشریفات اداری، و نیاز به درخواست مداوم برای اجرای کمپین‌های بازاریابی حیاتی به خاک سپرده شدند.

همانطور که می بینید، این پیچ و تاب به سرعت یک شرکت هوشمند را به یک …

شرکت گنگ!

تیم بازاریابی کلیدی شرکت جدید به آنها هشدار داد که اگر بازاریابی در پشت مشعل قرار گیرد، شرکت طی شش ماه ورشکست خواهد شد.

معلوم شد که تیم بازاریابی اشتباه کرده است … مدیرعامل 90 روز بعد اعلام ورشکستگی کرد.

اخلاقیات داستان …

شرکت های هوشمند بازاریابی را در اولویت قرار می دهند!

شرکت های هوشمند می دانند که فروش و بازاریابی شرکت را به سمت موفقیت و عظمت سوق می دهد. شرکت‌های هوشمند همچنین می‌دانند که هر کارمند به وضوح می‌داند که شغل او به یک دلیل وجود دارد: کمک به بازاریابی برای فروش بیشتر!

شرکت های هوشمند اهمیت عالی بخش بازاریابی را درک می کنند و در واقع آن را در اولویت قرار می دهند. در واقع، مالک/مدیر عامل بیز، مدافع اصلی بخش بازاریابی هستند، آنها در تعیین هدف، نظارت بر هزینه‌ها مؤثر هستند، اطمینان حاصل می‌کنند که فروش و بازاریابی دارای بودجه لازم برای جذب مشتریان و افزایش فروش هستند.

شرکت‌های احمق مطمئن می‌شوند که بازاریابان منجمد شده‌اند و نمی‌توانند کمپین‌های بازاریابی مهم را به‌دلیل دستورات شرکت‌ها اجرا کنند. آنها بازاریابی را یک شر ضروری می دانند.

شرکت‌های احمق مطمئن می‌شوند که بازاریابی زیر نظر پیشخوان‌ها، بوروکرات‌ها و دیگر احمق‌های سخت‌گیر که خود مهم هستند، که به‌نظر می‌رسد فراموش می‌کنند پول از کجا می‌آید، حفظ شود.

من می توانم ادامه دهم، اما معتقدم که شما به این نکته پی می برید.

بنابراین، آیا برای تبدیل شدن به یک شرکت هوشمند و افزایش درآمد خود آماده هستید؟ اگر چنین است، من برای شما برنامه ای دارم. با من تماس بگیرید تا یک برنامه رشد شخصی برای کسب و کار شما ایجاد کنیم

نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا